العلامة المجلسي

1280

حياة القلوب ( فارسي )

برسانيد ، اى أبو بكر ! تو أول سلام كن كه سنّ تو بيشتر است ، پس تو اى عمر ، بعد تو اى عثمان ، اگر جواب گفتند يكى از شما را سلام مرا برسانيد ، واگر جواب ايشان نگفتند پس تو پيش رو اى على وسلام كن بر ايشان ؛ پس باد را امر فرمود ايشان را برداشت وبلند كرد در هوا وبر در غار أصحاب كهف بر زمين گذاشت - به روايت ديگر ايشان را بر بساطى نشانيد وباد را امر فرمود ايشان را به غار رسانيد « 1 » - پس أبو بكر جلو رفت وسلام كرد جواب نشنيد ، پس دور شد پس عمر جلو رفت وسلام كرد باز جواب نشنيد ، همچنين عثمان سلام كرد جواب نشنيد ، پس حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام پيش رفت وفرمود : السلام عليكم ورحمة اللّه وبركاته اى أهل كهف كه ايمان آورديد به پروردگار خود ، خدا هدايت شما را زيادة گردانيد ودلهاى شما را براي ايمان محكم نمود ، من رسولم از جانب رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بسوى شما . پس آواز بلند كردند أصحاب كهف وگفتند : مرحبا به رسول خدا وبه فرستادهء أو وبر تو باد سلام اى وصىّ رسول خدا ورحمت خدا وبركتهاى أو . فرمود : چگونه دانستيد كه من وصىّ رسول خدايم ؟ گفتند : زيرا كه حجاب بر گوشهاى ما زده‌اند كه سخن نگوئيم مگر با پيغمبر يا وصىّ پيغمبر ، پس چگونه گذاشتى رسول خدا را وچگونه است لشكر أو وچگونه است حال أو ؟ ومبالغه كردند وبسيار پرسيدند أحوال آن حضرت را وگفتند : خبر ده اين رفيقان خود را كه ما سخن نمىگوئيم مگر با پيغمبرى يا وصىّ پيغمبرى . پس حضرت أمير عليه السّلام رو كرد به جانب ايشان وفرمود : شنيديد آنچه گفتند أصحاب كهف ؟ گفتند : بلى شنيديم ! فرمود : گواه باشيد . پس روهاى خود را به جانب مدينه نمودند وباد ايشان را برداشت ودر مقابل رسول

--> ( 1 ) . عيون المعجزات 17 .