العلامة المجلسي
1255
حياة القلوب ( فارسي )
حضرت فرمود : تو كيستى ؟ گفت : من ما هي يونسم اى سيّد من . فرمود كه : ما را خبر ده كه قصهء يونس عليه السّلام چگونه بود ؟ ما هي گفت : اى سيّد من ! حق تعالى هيچ پيغمبرى را مبعوث نگردانيده است از آدم عليه السّلام تا جدّ تو محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مگر آنكه ولايت شما أهل بيت را بر أو عرض كرد ، پس هر كه قبول كرد سالم ماند وهر كه ابا كرد مبتلا گرديد ، تا آنكه يونس مبعوث شد پس حق تعالى وحى نمود به أو كه : اى يونس ! قبول كن ولايت أمير المؤمنين علي عليه السّلام وائمهء راشدين از صلب أو را ، با سخنان ديگر كه به أو وحى نمود ، پس يونس گفت : چگونه اختيار كنم ولايت كسى را كه أو را نديدهام ونمىشناسم ؟ ورفت به كنار دريا ، پس خدا وحى نمود به من كه : يونس را فرو بر واستخوان أو را سست مكن ، پس چهل روز در شكم من ماند ومىگردانيدم أو را در درياها ودر تاريكىها ندا مىكرد : لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ « 1 » قبول كردم ولايت أمير المؤمنين وائمهء راشدين از فرزندان أو را ؛ پس چون ايمان آورد به ولايت شما امر كرد مرا حق تعالى كه أو را انداختم در ساحل دريا . پس حضرت امام زين العابدين عليه السّلام فرمود : برگرد اى ما هي بسوى آشيان خود ؛ وآب از موج قرار گرفت « 2 » . مؤلف گويد : ممكن است حق تعالى تكليف قبول ولايت را نسبت به أنبيا عليهم السّلام بر سبيل حتم نفرموده باشد كه تركش موجب گناه باشد ، يا آنكه قبول كرده باشند همه وبعضي از روى اهتمام قبول نكرده باشند ، واللّه يعلم . وشيخ طوسي در مصباح ذكر كرده است : در روز نهم محرم خدا يونس را از شكم ما هي بيرون آورد « 3 » ، واين مخالف بعضي از أحاديث سابقه است . ودر حديث معتبر ديگر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : داود پيغمبر عليه السّلام
--> ( 1 ) . سورهء أنبياء : 87 . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 4 / 138 . ( 3 ) . مصباح المتهجد 713 .