العلامة المجلسي
1248
حياة القلوب ( فارسي )
أو ، وشايد قوم تو بعد از آنچه شنيدهاى وديدهاى از ايشان از كفر وانكار روزى ايمان بياورند ، پس صبر كن وتأنّى ومدارا كن . تنوخا گفت : واي بر تو اى روبيل ! اين چه مصلحت بود كه براي يونس ديدهاى كه شفاعت ايشان بكند بعد از آنكه كافر شدند به خدا وانكار پيغمبرى أو كردند وأو را از خانههاى خود بدر كردند وخواستند أو را سنگسار كنند ؟ روبيل به تنوخا گفت : ساكت باش كه تو مرد عابدى هستى وتو را علمي نيست بر اين ؛ پس باز متوجه يونس شد وگفت : بگو اگر خدا عذاب بفرستد بر قوم تو همه را هلاك مىكند يا بعضي را ؟ يونس فرمود : بلكه همه را هلاك خواهد كرد ، من چنين طلبيدم از خدا وهيچ رحم نمىآيد مرا بر ايشان كه بروم وشفاعت ايشان بكنم كه خدا عذاب را از ايشان بگرداند . روبيل گفت : اى يونس ! شايد وقتي كه عذاب بر ايشان نازل شود وايشان آثار عذاب را مشاهده نمايند توبه كنند بسوى خدا واستغفار كنند وخدا بر ايشان رحم فرمايد زيرا كه أو ارحم الراحمين است ، وعذاب را از ايشان برگرداند بعد از آنكه خبر داده باشى ايشان را كه در فلان روز عذاب بر شما نازل مىشود وبعد از آن تو را دروغگو دانند . پس تنوخا گفت : واي بر تو اى روبيل ! سخن عظيم بدى از تو صادر شد ، پيغمبر مرسل تو را خبر مىدهد كه خدا بسوى أو وحى فرموده است كه عذاب بر ايشان نازل مىشود وتو اين سخن را مىگوئى ؟ پس ردّ قول خدا كردى وشك كردى در گفتهء خدا ورسول أو ، برو كه عمل تو حبط شد . روبيل گفت : اى تنوخا ! رأى تو ضعيف است . پس باز رو كرد به يونس وگفت : هرگاه عذاب بر قوم تو نازل شود وهمه هلاك شوند وشهرهاى ايشان خراب شود آيا نه چنين است كه خدا نام تو را از ديوان پيغمبران محو خواهد كرد ورسالت تو بر طرف خواهد شد ومانند بعضي از ضعيفان مردم خواهى بود وبر دست تو صد هزار كس هلاك شده خواهند بود ؟ پس يونس عليه السّلام وصيت ونصيحت روبيل را قبول نفرمود وبا تنوخا از شهر دور شدند .