العلامة المجلسي

1240

حياة القلوب ( فارسي )

براي خود جزع مىكنى ؟ عرض كرد : پروردگارا ! عفو كن واز خطاى من در گذر ، پس خدا صحت بدن أو را به أو برگردانيد وبرگشت بسوى قوم خود وهمه به أو ايمان آوردند ، ومدت مكث آن حضرت در شكم ما هي نه ساعت بود « 1 » . به روايت ديگر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : مدت مكث آن حضرت در شكم ما هي سه روز بود ، وچون ندا كرد در تاريكى شكم ما هي وتاريكى دريا وتاريكى شب كه لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ خدا دعاى أو را مستجاب گردانيد وما هي أو را به ساحل گذاشت ، وحق تعالى درخت كدو براي أو رويانيد كه آن را مىمكيد مانند شير از پستان ، ودر سايهء آن بسر مىبرد وموهاى بدنش همه ريخته بود وپوستش نازك شده بود ويونس تسبيح خدا مىگفت وذكر خدا مىكرد در شب وروز ، پس چون بدنش قوّت يافت ومحكم شد خدا كرمى را فرستاد كه ريشهء درخت كدو را خورد وآن درخت خشك شد ، پس اين حال بر يونس عليه السّلام بسيار گران آمد ومحزون شد ، پس خدا وحى فرستاد بسوى أو كه : اى يونس ! چرا اندوهناكى ؟ عرض كرد : پروردگارا ! اين درختى كه به من نفع مىبخشيد مسلط گردانيدى بر آن كرمى را كه آن را خشك كرد . حق تعالى فرمود : اى يونس ! آيا اندوهناك مىشوى براي درختى كه خود نكشته بودى وآب نداده بودى واعتنائى به شأن آن نداشتى كه چرا خشك شد وحال آنكه از آن مستغنى شده بودى ، واندوهناك نمىشوى براي زيادة از صد هزار كس از أهل نينوا كه مىخواهى عذاب بر ايشان نازل شود ؟ ! بدرستى كه أهل نينوا ايمان آوردند وپرهيزكار شدند پس برگرد بسوى ايشان . پس آن حضرت بسوى قوم خود برگشت ، وچون به نزديك شهر نينوا رسيد شرم كرد كه داخل شهر شود ، پس به شبانى رسيد وفرمود : برو ندا كن أهل نينوا را كه اينك يونس

--> ( 1 ) . تفسير قمى 1 / 317 .