العلامة المجلسي

1236

حياة القلوب ( فارسي )

دريا وظلمت شكم ما هي « 1 » - كه خداوندى نيست بجز تو وتنزيه مىكنم تو را - از آنچه لايق ذات صفات تو نباشد يا آنكه تو از امرى عاجز باشى - وبدرستى كه من بودم از ستمكاران بر خود - يا آنكه از ميان قوم خود بيرون آمدم وبهتر آن بود كه بيرون نيايم ، يا آنكه اين سخن را بر سبيل تذلل وشكستگى گفت بىآنكه از أو گناهى يا مكروهى صادر شده باشد ، واز حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه : چون در شكم ما هي ذكر مىكرد خدا را به سبب فراغ خاطري كه أو را بود كه هرگز خدا را چنين عبادتي نكرده بود گفت : من پيشتر از ستمكاران بودم بر خود كه تو را چنين عبادتي نمىكردم « 2 » - پس مستجاب كرديم از براي أو دعاى أو را وأو را نجات داديم از غم واندوه وچنين نجات مىدهيم مؤمنان را از غم هرگاه پناه به اين كلمه بياورند » چنانچه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است . در جاى ديگر فرموده است وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ « 3 » « بدرستى كه يونس از پيغمبران مرسل بود » ، إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ « 4 » « در وقتي كه گريخت از قوم خود بسوى كشتى پر شده از متاع ومردم » ، فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ « 5 » « پس قرعه زد با أهل كشتى در وقتي كه ما هي بر سر راه كشتى آمد پس گرديد از مغلوبان وقرعه به اسم أو بيرون آمد » ، فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ « 6 » « پس فرو برد أو را ما هي وأو ملامت‌كننده بود نفس خود را » ، فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ . لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ « 7 » « پس اگر نه اين بود كه أو از تسبيح‌گويان بود هميشه در شكم ما هي مىماند تا روزى كه

--> ( 1 ) . عيون أخبار الرضا 1 / 201 . ( 2 ) . عيون أخبار الرضا 1 / 201 . ( 3 ) . سورهء صافات : 139 . ( 4 ) . سورهء صافات : 140 . ( 5 ) . سورهء صافات : 141 . ( 6 ) . سورهء صافات : 142 . ( 7 ) . سورهء صافات : 143 و 144 .