العلامة المجلسي
1237
حياة القلوب ( فارسي )
زنده شوند مردم در قيامت » ، فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَهُوَ سَقِيمٌ « 1 » « پس انداختيم أو را از شكم ما هي به صحرائى كه در آن درختى وگياهى نبود وحال آنكه أو بيمار بود » وگفتهاند : بدنش مانند بدن أطفال شده بود در هنگامى كه از مادر متولد مىشوند « 2 » . وَأَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ « 3 » « ورويانيديم بر أو درختى از كدو كه بر أو سايه افكند » ، وَأَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ « 4 » « وفرستاديم أو را بسوى صد هزار كس بلكه زيادة » يعنى به زمين نينوا كه از بلاد موصل است ؛ بعضي گفتهاند « أو » به معنى واو است يعنى صد هزار كس وزيادة ؛ بعضي گفتهاند مراد آن است كه فرستاديم أو را بسوى جماعت بسيارى كه اگر كسى مىديد ايشان را مىگفت صد هزار كسند يا زيادة . وزيادتى را بعضي گفتهاند بيست هزار بود ؛ وبعضي گفتهاند سى هزار بود ؛ وبعضي گفتهاند هفتاد هزار بود « 5 » . فَآمَنُوا فَمَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ « 6 » « پس ايمان آوردند ايشان پس برخوردار گردانيديم ايشان را تا آخر عمر ايشان » . ودر جاى ديگر فرموده است وَلا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَهُوَ مَكْظُومٌ « 7 » « ومباش مانند صاحب ما هي - يعنى يونس - در وقتي كه ندا كرد در شكم ما هي وحال آنكه محبوس بود ، يا مملو از خشم واندوه شده بود » ، لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ « 8 » « اگر نه اين بود كه تدارك كرد ودريافت أو را نعمتي از پروردگار خود هرآينه مىافتاد در بيابان خالى وأو محلّ ملامت ومذمّت بود » ، فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ
--> ( 1 ) . سورهء صافات : 145 . ( 2 ) . تفسير بيضاوى 3 / 471 . ( 3 ) . سورهء صافات : 146 . ( 4 ) . سورهء صافات : 147 . ( 5 ) . مجمع البيان 4 / 459 . ( 6 ) . سورهء صافات : 148 . ( 7 ) . سورهء قلم : 48 . ( 8 ) . سورهء قلم : 49 .