العلامة المجلسي
1222
حياة القلوب ( فارسي )
المقدس را آبادان خواهد كرد ، چون هفتاد سال از فوت أو گذشت حق تعالى رخصت فرمود در عمارت إيليا وملكي را فرستاد بسوى پادشاهى از پادشاهان فارس كه أو را « كوشك » مىگفتند كه خدا تو را امر مىفرمايد كه با خزانه وتهيه ولشكر خود بروى بسوى زمين إيليا وأو را معمور گردانى ، پس آن پادشاه سى هزار كس تعيين نمود وهر يك را هزار نفر كاركنان داد به آنچه در كار بود ايشان را از زر وآلات عمارت وبا ايشان آمد بسوى شهر إيليا ودر عرض سى سال عمارت إيليا را تمام كرد ، پس خدا ارميا را زنده گردانيد چنانچه در قرآن بيان فرموده است « 1 » . باز روايت كردهاند از وهب بن منبه كه : چون بخت نصر أسيران بني إسرائيل را با خود برد ، در ميان ايشان حضرت دانيال وحضرت عزير عليهما السّلام بودند ، چون وارد زمين بابل شد ايشان را خدمتكار خود گردانيد ، بعد از هفت سال خواب هولناكى ديد كه بسيار ترسيد ، چون بيدار شد خواب را فراموش كرده بود پس قوم خود را جمع كرد وگفت : بگوئيد كه من چه خواب ديدهام وسه روز شما را مهلت مىدهم ، اگر نگوئيد بعد از سه روز شما را به دار مىآويزم ؛ دانيال عليه السّلام در آن وقت در زندان بود ، چون خبر خواب ديدن بخت نصر را شنيد به زندانبان گفت كه : تو نيكى با من بسيار كردهاى آيا مىتوانى به پادشاه برسانى كه خواب أو را وتعبيرش را مىدانم ؟ پس زندانبان به نزد بخت نصر آمد وسخن دانيال را نقل كرد ، پس بخت نصر دانيال را طلبيد ( هر كه داخل مجلس مىشد أو را سجده مىكرد ) چون دانيال داخل شد سجده نكرد پس بسيار ايستاد وسجده نكرد ، بخت نصر به نگهبانان حضرت دانيال گفت كه : أو را بگذاريد وبيرون رويد ؛ چون رفتند به أو گفت : اى دانيال ! چرا مرا سجده نكردى ؟ دانيال گفت : من پروردگارى دارم كه اين علم تعبير خواب را تعليم من كرده است بشرط آنكه سجدهء غير أو نكنم ، اگر سجدهء غير أو بكنم اين علم را از من سلب مىكند وتو از من منتفع نخواهى شد ، پس به اين سبب تو را سجده نكردم .
--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 223 .