العلامة المجلسي

1204

حياة القلوب ( فارسي )

مىكنند بر همهء عالم در مزبله‌ها خواهد افكند وتا صد سال چنين خواهد بود . چون ارميا اين خبر را به علماى بني إسرائيل رسانيد گفتند : اى ارميا ! بار ديگر از خدا سؤال كن كه فقرا ومساكين وضعيفان چه گناه دارند كه چنين بلائي را بر ايشان مسلط مىگرداند ؟ پس ارميا هفت روز ديگر روزه داشت ، خدا وحى نفرمود به أو ، پس هفت روز ديگر روزه داشت وبعد از هفت روز لقمه‌اى از طعام تناول كرد وباز وحى به أو نرسيد ، هفت روز ديگر روزه داشت پس خدا وحى فرمود به أو كه : اى ارميا ! دست بردار از اين سخن واگر نه روى تو را به پشت بر مىگردانم ، آيا مىخواهى شفاعت كنى در امرى كه مقدّر وحتم كرده‌ام ؟ ! پس وحى نمود كه : بگو به ايشان كه گناه شما اين است كه گناه را ديديد وانكار نكرديد . پس ارميا عرض كرد : پروردگارا ! به من اعلام فرما كيست آنكه أو را مسلط خواهى كرد تا بروم به نزد أو وبراي خود وأهل بيت خود امانى از أو بگيرم . حق تعالى فرمود : برو به فلان موضع وخواهى ديد پسرى كه از همه كس مزمن‌تر ومبتلاتر است ، ولادتش از همه كس خبيث‌تر است - يعنى ولد الزنا است - وغذايش از همه كس بدتر است . چون ارميا به آن موضع آمد ديد كه پسرى در كاروانسرائى زمين‌گير شده است وأو را در مزبله انداخته‌اند در ميان كاروانسرا ، مادرى دارد كه أو را تربيت مىكند ونان خشك را در كاسه ريزه مىكند وشير خوك را بر روى آن مىدوشد وبه نزديك آن پسر مىآورد وأو مىخورد ! ارميا گفت : آن كه خدا فرمود البتة اين خواهد بود ، پس به نزديك آن پسر رفت واز أو پرسيد : چه نام دارى ؟ گفت : بخت نصر . پس ارميا دانست كه اوست ، وأو را معالجه كرد تا به اصلاح آمد ، پس به أو فرمود : مرا مىشناسى ؟ گفت : نه ، اين قدر مىدانم مرد صالحي هستى . فرمود : منم ارميا پيغمبر بني إسرائيل وخدا مرا خبر داده است كه تو بر بني إسرائيل