العلامة المجلسي

1134

حياة القلوب ( فارسي )

صفات خوب ايشان را منظور داريد ) . أيضا مروى است كه : روزى آن حضرت را باران تندى ورعدى وصاعقه‌اى گرفت ، مضطرب شد خواست كه پناهى پيدا كند پس خيمه‌اى از دور نمودار شد ، چون به نزد آن خيمه رسيد زنى را در آن خيمه ديد ، از آنجا برگشت ، ناگاه غارى در كوه به نظرش آمد ، چون به آن غار رسيد ديد شيرى در آنجا خوابيده است ، پس دست بر آن شير گذاشت وگفت : خداوندا ! براي هر چيز مأوايى قرار داده‌اى وبراي من پناهى وجايگاهى قرار نداده‌اى ؟ پس حق تعالى وحى فرمود به أو كه : مأواى تو در محلّ قرار رحمت من است ، بعزت خود سوگند مىخورم كه به عقد تو در مىآورم در روز قيامت صد حوريه‌اى را كه به دست قدرت خود آفريده‌ام ، ودر دامادى تو چهار هزار سال مردم را اطعام كنم كه هر روز آن سألها مانند عمر تمام دنيا باشد ، وامر كنم منادى را كه ندا كند : كجايند آنها كه ترك دنيا كرده بودند ؟ حاضر شويد در دامادى زاهد دنيا عيسى بن مريم « 1 » . ودر حديث ديگر منقول است كه : دنيا را مصوّر گردانيدند براي عيسى عليه السّلام به صورت پيرزالى مهيب كه دندانهايش ريخته بود وخود را به همهء زينتها آراسته بود ! پس آن حضرت عليه السّلام از أو پرسيد : چند شوهر كرده‌اى ؟ گفت : احصا نمىتوان كردن ! فرمود : همه مردند يا همه تو را طلاق گفتند ؟ عرض كرد : بلكه همه را كشتم ! عيسى عليه السّلام فرمود : واي بر حال شوهرهاى باقيماندهء تو كه مىبينند كه تو هر روز يكى را مىكشى واز تو حذر نمىكنند وعبرت از حال گذشتگان نمىگيرند « 2 » . وبه روايت ديگر منقول است كه : روزى حضرت عيسى عليه السّلام نشسته بود ونظر مىنمود به مرد پيرى كه بيلى به دست گرفته وبه اهتمام تمام زمين را براي زراعت مىكند ، آن حضرت عرض كرد : خداوندا ! طول امل را از أو بردار . چون دعاى آن حضرت مستجاب شد ، آن مرد بيل را از دست انداخت وخوابيد ، پس عيسى عليه السّلام گفت : خداوندا ! طول امل را به أو برگردان ، پس همان ساعت برخاست وبيل را گرفته مشغول كار شد ! حضرت از أو

--> ( 1 ) . تنبيه الخواطر 140 . ( 2 ) . تنبيه الخواطر 417 .