العلامة المجلسي

1135

حياة القلوب ( فارسي )

پرسيد : چرا بيل را انداختى وديگر برداشتى ؟ گفت : در اثناى عمل به خاطرم افتاد كه : تا كي كار خواهى كرد ؟ وبه اين مرتبه از پيرى رسيده‌اى ونمىدانى كه از عمر تو چه مقدار باقي خواهد بود ، پس بيل را انداختم وخوابيدم ، باز به خاطرم رسيد كه : تا زنده‌اى معيشتى مىخواهى ، پس برخاستم مشغول كار شدم « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلم منقول است كه : حواريان به عيسى عليه السّلام عرض كردند : اى روح اللّه ! باكى همنشينى كنيم ؟ فرمود : با كسى بنشينيد كه خدا را به ياد شما آورد ، ديدن أو ؛ وبيفزايد در علم شما ، گفتار أو ؛ ورغبت فرمايد شما را در آخرت ، كردار أو « 2 » . وبه سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : عيسى عليه السّلام گذشت بر جماعتى كه مىگريستند ، پرسيد : بر چه چيز گريه مىكنند اين گروه ؟ گفتند : بر گناهان خود مىگريند . فرمود : ترك كنند تا خدا بيامرزد « 3 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلم فرمود : روزى حضرت عيسى عليه السّلام به قبرى گذشت كه صاحبش را عذاب مىكردند ، پس سال ديگر از آن قبر گذشت صاحب قبر را عذاب نمىكردند ، پس مناجاة كرد : خداوندا ! سال قبل بر اين قبر گذشتم صاحبش را عذاب مىكردند وامسال كه گذشتم عذابش برطرف شده بود ، سبب اين چيست ؟ وحى رسيد به آن حضرت : اى روح اللّه ! صاحب اين قبر فرزندى داشت چون به حدّ بلوغ رسيد صالح شد وراهى از راههاى مسلمانان را براي ايشان اصلاح نمود كه عبورشان از آن آسان باشد ، ويتيمى را به نزد خود جا داد ، پس آمرزيدم أو را به آنچه فرزند أو كرد . پس فرمود : روزى عيسى عليه السّلام به يحيى عليه السّلام گفت : اگر در حقّ تو بدى را بگويند كه در تو باشد ، بدان كه آن گناهى است به ياد تو آورده‌اند ، پس توبه واستغفار كن از گناه ؛ واگر بگويند در حقّ تو گناهى را كه در تو نباشد ، پس بدان كه آن حسنه‌اى است كه براي تو نوشته شده است بىآنكه تعبى بكشى وسختى متحمّل شوى « 4 » .

--> ( 1 ) . تنبيه الخواطر 280 . ( 2 ) . كافى 1 / 39 . ( 3 ) . امالى شيخ صدوق 401 ؛ ثواب الأعمال وعقاب الأعمال 163 . ( 4 ) . امالى شيخ صدوق 414 .