العلامة المجلسي
837
حياة القلوب ( فارسي )
ابن بابويه رحمه اللّه از ابن عباس روايت كرده است كه : حضرت يوشع بن نون بعد از حضرت موسى عليه السّلام بني إسرائيل را در شام جا داد وبلاد شام را در ميان ايشان قسمت نمود ، يك سبط ايشان را فرستاد به زمين بعلبك وآن سبطي بودند كه الياس پيغمبر عليه السّلام از آن سبط بود ، پس حق تعالى الياس را بر ايشان مبعوث گردانيد ، ودر آن وقت پادشاهى در آنجا بود كه ايشان را گمراه كرده بود به پرستيدن بتي كه آن را « بعل » مىگفتند چنانچه حق تعالى مىفرمايد وَإِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ « 1 » « بدرستى كه الياس از پيغمبران فرستاده شده بود » ، إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ لا تَتَّقُونَ « 2 » « در وقتي كه گفت به قوم خود : آيا نمىپرهيزيد از عذاب خدا ؟ » ، أَ تَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ « 3 » « آيا مىخوانيد ومىپرستيد بعل را وترك مىكنيد عبادت بهترين آفرينندگان را ؟ » ، اللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ « 4 » « خداوند عالميان كه پروردگار شماست وپروردگار پدران گذشتهء شما » ، فَكَذَّبُوهُ « 5 » « پس الياس را تكذيب كردند وسخن أو را باور نداشتند » . وآن پادشاه زن فاجرهاى داشت ، هرگاه كه خود غايب مىشد زن را جانشين خود مىكرد كه در ميان مردم حكم كند ، وآن ملعونه را نويسندهاى مؤمن دانائى بود كه سيصد مؤمن را از دست آن ملعونه از كشتن خلاص كرد ، ودر روى زمين زناكارتر از آن زن زنى
--> ( 1 ) . سورهء صافات : 123 . ( 2 ) . سورهء صافات : 124 . ( 3 ) . سورهء صافات : 125 . ( 4 ) . سورهء صافات : 126 . ( 5 ) . سورهء صافات : 127 .