العلامة المجلسي
1052
حياة القلوب ( فارسي )
گفت : زنان كه ايشان تلهها ودامهاى منند ، وچون نفرينها ولعنتهاى صالحان بر من جمع مىشود به نزد زنان مىروم واز آنها دلخوش مىشوم . حضرت فرمود : اين خود چيست كه بر سر توست ؟ گفت : به اين خود خود را از نفرينهاى صالحان حفظ مىكنم . فرمود : اين قلّاب چيست كه بر آن آويخته است ؟ گفت : با اين دلهاى صالحان را مىگردانم وبسوى خود مىكشم . يحيى عليه السّلام فرمود : هرگز به من يك ساعت ظفر يافتهاى ؟ گفت : نه ، وليكن در تو يك خصلت مىبينم كه مرا خوش مىآيد . فرمود : كدام است ؟ گفت : اندكى بيشتر چيزى مىخورى در هنگام افطار واين موجب سنگينى تو مىشود وديرتر به عبادت برمىخيزى . حضرت فرمود : با خدا عهد كردم كه هرگز از طعام سير نشوم تا خدا را ملاقاة نمايم . شيطان گفت : من نيز عهد كردم كه هيچ مسلمانى را ديگر نصيحت نكنم تا خدا را ملاقاة كنم . پس بيرون رفت وديگر به خدمت آن حضرت نيامد « 1 » . وبه روايت ديگر منقول است كه : لباس حضرت يحيى عليه السّلام از ليف خرما بود وخوراك أو از برگ درخت بود « 2 » . وبه سندهاى معتبر از حضرت امام موسى وامام رضا عليهما السّلام منقول است كه : يحيى عليه السّلام مىگريست ونمىخنديد ، وعيسى عليه السّلام مىگريست ومىخنديد ، وآنچه عيسى مىكرد بهتر بود از آنچه يحيى مىكرد « 3 » . وبه سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : چون خلافت و
--> ( 1 ) . امالى شيخ طوسي 339 . ( 2 ) . ارشاد القلوب 157 ؛ مكارم الأخلاق 448 . ( 3 ) . كافى 2 / 665 ؛ قصص الأنبياء راوندى 273 .