العلامة المجلسي

1053

حياة القلوب ( فارسي )

رياست بني إسرائيل بعد از دانيال عليه السّلام به عزيز عليه السّلام رسيد ، شيعيان جمع مىشدند بسوى أو وبا أو انس مىگرفتند ومسائل دين خود را اخذ مىنمودند ، پس صد سال از ايشان غائب شد ، وباز بر ايشان مبعوث شد وحجتهاى خدا كه بعد از أو بودند غائب شدند وامر بني إسرائيل بسيار شديد شد تا آنكه يحيى عليه السّلام متولد شد ، چون هفت سال از عمر أو گذشت ظاهر شد در ميان بني إسرائيل وتبليغ رسالت الهى به ايشان نمود وخطبه‌اى بليغ در ميان ايشان خواند وحمد وثناى حق تعالى وتبليغ رسالت الهى را به يادشان آورد وخبر داد ايشان را كه محنتهاى صالحان از براي گناهان بني إسرائيل وبديهاى اعمال ايشان است وعاقبت نيكو براي پرهيزكاران است ، ووعده داد ايشان را كه : فرج شما بعد از بيست سال وكسرى خواهد بود كه حضرت مسيح كه عيسى بن مريم عليه السّلام است در ميان شما قيام به امر نبوّت بنمايد « 1 » . ودر حديث معتبر از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : شهادت حضرت يحيى عليه السّلام در روز چهارشنبهء آخر ماه صفر واقع شد « 2 » . در حديث معتبر ديگر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : حضرت عيسى عليه السّلام دعا كرد كه حق تعالى حضرت يحيى عليه السّلام را براي أو زنده گرداند ، پس به نزد قبر آن حضرت آمد وأو را ندا كرد ، يحيى عليه السّلام أو را جواب گفت واز قبر بيرون آمد وگفت : اى عيسى ! چه مىخواهى از من ؟ گفت : مىخواهم كه در دنيا باشى ومؤنس من باشى چنانچه پيشتر بودى . گفت : اى عيسى ! هنوز حرارت مرگ از من ساكن نشده است ومىخواهى به دنيا برگردم وبار ديگر حرارت وشدّت مرگ را دريابم ؟ پس به قبر خود برگشت ، وعيسى عليه السّلام معاودت نمود « 3 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود : شخصي به نزد عيسى عليه السّلام آمد وگفت : يا روح اللّه ! من

--> ( 1 ) . كمال الدين وتمام النعمة 158 . ( 2 ) . علل الشرايع 597 ؛ عيون أخبار الرضا 1 / 247 ؛ خصال 388 . ( 3 ) . كافى 3 / 260 .