العلامة المجلسي

1046

حياة القلوب ( فارسي )

وامام عليه السّلام فرمود در تفسير اين آية هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ يعنى : چون زكريا ديد نزد مريم ميوهء زمستان را در تابستان وميوهء تابستان را در زمستان گفت به مريم : از كجاست اين ميوه‌ها از براي تو ؟ مريم گفت : از جانب خدا است وخدا هر كه را مىخواهد روزى مىدهد بىحساب ، ويقين دانست زكريا كه أو راست مىگويد زيرا كه مىدانست كسى بغير أو به نزد مريم نمىرود ، پس در آن وقت در خاطر خود گفت : آن كس كه قادر است از براي مريم ميوهء زمستان را در تابستان وميوهء تابستان را در زمستان بفرستد قادر است كه مرا فرزند عطا فرمايد هر چند پير باشم وزنم سترون « 1 » باشد . پس در آن وقت دعا كرد كه : پروردگارا ! ببخش مرا از جانب خود ذرّيّت پاكيزهء نيكوئى بدرستى كه تو شنوندهء دعائي ؛ وملائكة ندا كردند زكريا را در وقتي كه در محراب به نماز ايستاده بود : بدرستى كه خدا تو را بشارت مىدهد به يحيى كه تصديق كنندهء كلمهء خدا - يعنى عيسى - خواهد بود ، وسيّدى يعنى سركرده وبزرگى خواهد بود در طاعت خدا وبر أهل طاعت أو ، وحصور خواهد بود وبا زنان نزديكى نخواهد كرد ، وپيغمبرى خواهد بود از شايستگان . وأول تصديق يحيى عليه السّلام عيسى عليه السّلام را آن بود كه صومعه‌اى كه حضرت مريم داشت وعبادت الهى در آنجا مىكرد غرفه‌اى بود كه راهى نداشت وبه نردبان به آن غرفه مىرفتند وكسى بغير از زكريا به آن غرفه نمىرفت ، وچون بيرون مىآمد بر در غرفه قفل مىزد واز بالاى در روزنه‌اى كوچك گشوده بود كه باد از آنجا داخل مىشد ، پس چون ديد مريم آبستن شده است غمگين شد ودر خاطر خود گفت : كسى جز من به اين غرفه بالا نمىآيد ومريم آبستن شده است ومن رسوا مىشوم در ميان بني إسرائيل وگمان خواهند كرد كه من أو را آبستن كرده‌ام . پس به نزد زن خود آمد واين قصه را به أو گفت ، آن زن گفت : اى زكريا ! مترس كه خدا براي تو نمىكند مگر آنكه خير تو در آن است ، وبياور مريم را كه من ببينم واز حال أو سؤال كنم ؛ پس زكريا عليه السّلام مريم را به نزد زن خود آورد وحق تعالى از مريم مشقّت جواب

--> ( 1 ) . سترون يعنى نازا .