العلامة المجلسي
1024
حياة القلوب ( فارسي )
فرستاد با ولى ، چون رسول خدا را كشتند ولى بر ايشان حجت تمام كرد وآن ما هي را كه ايشان مىپرستيدند طلبيد تا از دريا بيرون آمد ونزد أو آمد باز تكذيب أو كردند ، پس حق تعالى بادي فرستاد كه ايشان را با حيوانات ايشان به دريا انداخت ، پس ولىّ صالح طلا ونقره وظروف وأموال ايشان را بر أصحاب خود قسمت كرد ونسل آن جماعت منقرض شدند ؛ واين قصه را در باب أحوال صالح عليه السّلام بيان كرديم . پس حضرت موسى عليه السّلام فرمود : امّا آن جماعتى كه حق تعالى در قرآن ايشان را ياد فرموده است ، پس ايشان گروهى بودند كه نهرى داشتند كه آن را رس مىگفتند ، وايشان را به آن سبب أصحاب رس مىگويند كه در ميان ايشان پيغمبران بسيار بودند وكم روزى بود كه در ميان ايشان پيغمبرى به دعوت الهى قيام نمايد وأو را نكشند ، وآن نهر در منتهاى آذربايجان بود ما بين آذربايجان وارمنيه وايشان چلپا را مىپرستيدند . به روايت ديگر : دختران باكره را مىپرستيدند ، چون سى سالش تمام مىشد أو را مىكشتند وديگرى را خدا مىكردند ، وعرض نهر ايشان سه فرسخ بود ودر هر شب وروز بلند مىشد تا به نصف كوههاى ايشان مىرسيد ونمىريخت به دريا وصحرائى بلكه همين كه از مملكت ايشان مىگذشت مىايستاد باز به بلاد ايشان برمىگشت . پس حق تعالى در يك ماه سى پيغمبر بر ايشان مبعوث گردانيد ، همه را كشتند ، پس خدا پيغمبر ديگر بر ايشان مبعوث گردانيد وأو را به نصرت خود مؤيّد گردانيد وبا أو وليّى نيز مبعوث گردانيد كه معين أو باشد . پس آن ولى جهاد كرد با ايشان در راه خدا چنانچه حقّ جهاد است ، وچون با أو در مقام مدافعه برآمدند حق تعالى ميكائيل را فرستاد در وقت تخم افشاندن ايشان كه از همه وقت بيشتر احتياج به آب داشتند ، ونهر ايشان را به دريا متصل كرد كه آب نهر ايشان به دريا رفت وچشمههاى آن نهر همه را سد كرد وپانصد هزار ملك « 1 » با ميكائيل آمدند آبهائى كه در نهر مانده بود خالى كردند ، پس حق تعالى جبرئيل را فرستاد كه هر چشمه و
--> ( 1 ) . در عرائس المجالس « پانصد » است .