العلامة المجلسي
1025
حياة القلوب ( فارسي )
نهرى كه در ملك ايشان بود خشك كرد وملك الموت را فرستاد كه جميع حيوانات ايشان را كشت ، وباد شمال وجنوب وصبا ودبور را امر فرمود كه جميع جامهها ومتاعهاى ايشان را پراكنده كرده به سر كوهها ودرياها افكند ، وزمين را امر فرمود كه طلا ونقره وزيورها وظرفهاى ايشان را فرو برد - وآنها در زير زمين خواهند بود تا قائم آل محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم ظاهر گردد وآنها از براي أو از زمين بيرون خواهند آمد - . چون صبح بيدار شدند ديدند كه نه آب دارند ونه طعام ونه گوسفند ونه گاو ونه لباس ونه فرش ونه ظرف ونه مال ، پس قليلي از ايشان به خدا ايمان آوردند وخدا ايشان را هدايت كرد به غارى كه در كوهى بود كه راهى بسوى ايشان داشت وبه آن غار پناه بردند ونجات يافتند ، وايشان بيست ويك مرد بودند وچهار زن ودو پسر ؛ وآنها كه بر كفر خود ماندند ششصد هزار كس بودند وهمه از تشنگى وگرسنگى مردند واحدى از ايشان باقي نماند ، پس آن قليلي كه ايمان آورده بودند به خانههاى خود برگشتند ديدند كه همه ويران وسرنگون شده است واهلش همه مردهاند . پس از روى اخلاص به درگاه بخشندهء نجات وخلاص تضرع واستغاثه كردند كه حق تعالى زراعت وآب ومواشي به ايشان كرامت فرمايد به قدر حاجت ايشان وزيادة ندهد كه باعث طغيان ايشان گردد ، وسوگند ياد كردند كه اگر پيغمبرى بسوى ايشان مبعوث گردد أو را يارى كنند وبه أو ايمان بياورند ، چون حق تعالى صدق نيّت ايشان را مىدانست بر ايشان ترحم فرمود ونهر ايشان را جارى گردانيد وزيادة از آنچه ايشان سؤال كردند به ايشان عطا فرمود ، وآنها پيوسته به ظاهر وباطن در مقام أطاعت وبندگى بودند تا آنكه آنها منقرض شدند واز نسل ايشان گروهى بهم رسيدند كه به ظاهر أطاعت مىكردند ودر باطن منافق بودند ، پس خدا ايشان را مهلت داد تا آنكه معصيت خدا بسيار كردند ومخالفت دوستان الهى كردند ، پس حق تعالى دشمن ايشان را بر ايشان مسلط گردانيد كه بسيارى از آنها را كشت ، وبر آن قليلي كه ماندند طاعون فرستاد كه احدى از ايشان باقي نماند ونهرها ومنازل آنها در عرض دويست سال بىصاحب وخراب افتاده بود ، پس حق تعالى گروه ديگر را برانگيخت كه در منازل ايشان ساكن شدند وسألها به