العلامة المجلسي
993
حياة القلوب ( فارسي )
قالَتْ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ . إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ « 1 » . وعلي بن إبراهيم رحمة اللّه عليه روايت كرده است كه هدهد گفت كه : أو بر تخت عظيمى نشسته است ومن داخل تخت أو نمىتوانم شد . سليمان عليه السّلام گفت : نامه را از بالاى قبّهء أو بينداز . پس هدهد رفت به شهر سبا واز روزنهء قصر بلقيس نامه را به دامن أو انداخت ، پس چون نامه را خواند ترسيد ورؤساى لشكر خود را جمع كرد وگفت آنچه خدا ياد فرموده است : « اى گروه اشراف لشكر من ! بدرستى كه انداخته شد بسوى من نامهاى كريم وبزرگوار - علي بن إبراهيم گفته است : يعنى مهر كرده شده « 2 » ، واز حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : از كرامت نامه آن است كه سرش را مهر كنند « 3 » - بدرستى كه آن نامهاى است از سليمان عليه السّلام ودر ابتداى آن نوشته است « بسم اللّه الرحمن الرحيم » ، ومضمون نامه آن است كه : سربلندى وتكبر مكنيد وبياييد بسوى من اسلامآورندگان وانقياد كنندگان » . قالَتْ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي ما كُنْتُ قاطِعَةً أَمْراً حَتَّى تَشْهَدُونِ « 4 » « بلقيس گفت : اى بزرگواران ! فتوى دهيد مرا در كار من ، نبودم من جزمكننده وامضا كنندهء امرى را تا شما حاضر شويد » . قالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَأُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ وَالْأَمْرُ إِلَيْكِ فَانْظُرِي ما ذا تَأْمُرِينَ « 5 » « گفتند : ما صاحب قوّتيم وصاحب بأس شديد وشجاعت عظيم هستيم وامر بسوى توست واختيار با توست ، پس نظر كن چه مىفرمائى تا ما أطاعت كنيم » .
--> ( 1 ) . سورهء نمل : 29 - 31 . ( 2 ) . تفسير قمى 2 / 127 . ( 3 ) . مجمع البيان 4 / 219 ، بدون تعيين قائل روايت . ( 4 ) . سورهء نمل : 32 . ( 5 ) . سورهء نمل : 33 .