العلامة المجلسي

994

حياة القلوب ( فارسي )

وشيخ طبرسى روايت كرده است كه : سركرده‌هاى لشكر أو سيصد ودوازده نفر بودند كه با ايشان مشورت مىكرد ، وهر يك سركردهء هزار نفر بودند از لشكريان أو « 1 » . قالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَكَذلِكَ يَفْعَلُونَ « 2 » « بلقيس گفت : بدرستى كه پادشاهان چون داخل شهري مىشوند فاسد مىگردانند أهل آن را وعزيزان أهل آن شهر را ذليل مىگردانند » ، پس خدا تصديق قول أو فرمود كه : « چنين مىكنند پادشاهان وعادت ايشان اين است » . چنين تفسير كرده است علي بن إبراهيم وروايت كرده است كه : پس بلقيس به قوم خود گفت : اگر اين پيغمبر است از جانب خدا ، چنانچه دعوى مىكند ، پس ما را تاب مقاومت أو نيست زيرا كه بر خدا غالب نمىتوان شد « 3 » . وَإِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ « 4 » « وبدرستى كه من مىفرستم بسوى ايشان هديه‌اى پس انتظار مىبرم كه چه چيز مىآورند رسولان من » . علي بن إبراهيم گفته است : بلقيس گفت : هديه مىفرستم ، اگر پادشاه است ، ميل به دنيا مىكند وهديهء ما را قبول مىكند وخواهيم دانست كه قدرت ندارد كه بر ما غالب شود . پس حقّه‌اى براي حضرت سليمان فرستاد كه در آن حقّه گوهر گرانبهاى بزرگ بود وبه رسول خود گفت كه : بگو به أو كه بىآهن وآتش اين گوهر را سوراخ كند . چون رسول آن دانه را به نزد آن حضرت آورد وپيغام بلقيس را رسانيد سليمان عليه السّلام كرمى را حكم فرمود كه رشته را در دهان گرفت وآن دانه را سوراخ كرد ورشته را از طرف ديگر بيرون برد « 5 » . فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ

--> ( 1 ) . مجمع البيان 4 / 218 . ( 2 ) . سورهء نمل : 34 . ( 3 ) . تفسير قمى 2 / 127 . ( 4 ) . سورهء نمل : 35 . ( 5 ) . تفسير قمى 2 / 128 .