العلامة المجلسي

992

حياة القلوب ( فارسي )

يَقِينٍ « 1 » « پس گفت هدهد كه : دانستم وعلم من احاطه كرد به چيزى كه علم تو به آن احاطه نكرده است وآورده‌ام از براي تو از جانب شهر سبا خبر محقق متيقّنى كه در آن شكى نيست » ، إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَلَها عَرْشٌ عَظِيمٌ « 2 » « بدرستى كه من يافتم زنى را كه پادشاه ايشان است - يعنى : بلقيس دختر شراحيل بن مالك - وأو داده شده است از هر چيز كه پادشاهان را به آن احتياج مىباشد وأو را هست تختى بزرگ » ، وَجَدْتُها وَقَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ « يافتم أو را وقوم أو را كه سجده مىكنند از براي آفتاب بغير از خدا » وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ . أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَيَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَما تُعْلِنُونَ « 3 » « وزينت داده است از براي ايشان شيطان اعمال قبيحهء ايشان را پس منع كرده است ايشان را از راه حق ، پس ايشان هدايت نمىيابند بسوى حق ، وزينت داده است براي ايشان كه سجده نكنند از براي خداوندى كه بيرون مىآورد چيزهاى پنهان را در آسمانها وزمين ومىداند آنچه پنهان مىكنند وآنچه آشكار مىكنند » اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ « 4 » « خداوند عالميان كه بجز أو خداوندى نيست پروردگار عرش عظيم است » . قالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبِينَ « 5 » « سليمان گفت : بزودى نظر خواهيم كرد كه آيا راست گفته‌اى يا بوده‌اى از دروغگويان ؟ » ، اذْهَبْ بِكِتابِي هذا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ « 6 » « ببر نامهء مرا اينك ، پس بينداز آن را بسوى ايشان ، پس پشت كن از ايشان وپنهان شو ، پس ببين با يكديگر در باب اين نامه چه مىگويند ؟ » ،

--> ( 1 ) . سورهء نمل : 22 . ( 2 ) . سورهء نمل : 23 . ( 3 ) . سورهء نمل : 24 و 25 . ( 4 ) . سورهء نمل : 26 . ( 5 ) . سورهء نمل : 27 . ( 6 ) . سورهء نمل : 28 .