العلامة المجلسي
974
حياة القلوب ( فارسي )
وضو ونماز كردن » . وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَأَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ « 1 » « وبتحقيق كه امتحان كرديم سليمان را وانداختيم بر كرسي أو بدني را ، پس انابه وتوبه كرد بسوى ما » . علي بن إبراهيم رحمه اللّه گفته است در تفسير اين آيات كه : حضرت سليمان عليه السّلام اسبان را بسيار دوست مىداشت ومكرّر مىطلبيد وبراي أو عرض مىكردند ، پس روزى مشغول أسب ديدن شد تا آفتاب فرو رفت ونماز عصر از أو فوت شد وغم عظيمى به اين سبب آن حضرت را عارض شد ، پس دعا كرد كه حق تعالى آفتاب را براي أو برگرداند تا نماز عصر بكند ، پس برگشت آفتاب تا وقت نماز عصر وأو نماز عصر را ادا كرد ، پس اسبان را طلبيد وبه شمشير گردن زد آنها را وپى كرد تا همه را كشت ، چنانچه حق تعالى فرموده است كه : « شروع كرد به مسح ساق وگردن آنها » . در تفسير افتتان وامتحان أو گفته است كه : چون حضرت سليمان زن يمنى را تزويج كرد ، از براي أو پسرى از آن زن بهم رسيد ، بسيار آن پسر را دوست مىداشت ، ملك الموت بسيار به نزد آن حضرت مىآمد ، روزى آمد ونظر تندى بسوى آن پسر كرد ، پس سليمان عليه السّلام از نظر كردن ملك الموت ترسيد به مادر آن پسر گفت كه : ملك الموت نظري به پسر من كرد گمان دارم كه به قبض روح أو مأمور شده باشد . پس به جنّيان وشياطين گفت : آيا شما را حيله است در اينكه أو را از مرگ بگريزانيد ؟ پس يكى از ايشان گفت كه : من أو را در زير چشمهء آفتاب مىگذارم در مشرق . حضرت سليمان گفت كه : ملك الموت در ما بين مشرق ومغرب بيرون مىآيد . پس ديگرى گفت : من أو را در زير زمين هفتم مىگذارم . حضرت سليمان گفت : ملك الموت به آنجا نيز مىرسد . پس ديگرى گفت : من أو را در ميان ابر وهوا مىگذارم . پس برد أو را ودر ميان ابر گذاشت .
--> ( 1 ) . سورهء ص 34 .