العلامة المجلسي

960

حياة القلوب ( فارسي )

بودند از طلا وابريشم كه يك فرسخ در يك فرسخ بود ، وبراي آن حضرت منبرى از طلا در ميان بساط مىگذاشتند كه بر آن مىنشست ودر دور آن سه هزار كرسي از طلا ونقره بود كه پيغمبران بر كرسيهاى طلا وعلماء بر كرسيهاى نقره مىنشستند وبر دور ايشان ساير مردم مىنشستند ، وبر دور مردم ديوان وشياطين وجنّيان مىايستادند ومرغان ايشان را به بال خود سايه مىكردند ، وباد صبا آن بساط را برمىداشت واز صبح تا پسين يك ماه راه مىبرد واز پسين تا صبح يك ماه راه مىبرد « 1 » . به روايت ديگر از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : حق تعالى پادشاهى مشرق ومغرب زمين را به حضرت سليمان عطا فرمود وهفتصد سال وهفت ماه پادشاهى تمام دنيا كرد كه جنّيان وآدميان وديوان وچهار پايان ومرغان ودرندگان همه در فرمان أو بودند ، وعلم هر چيز وزبان هر چيز را خدا به أو تعليم كرده بود ، ودر زمان آن حضرت صنعتهاى عجيب پيدا شد كه مردم ياد مىكنند « 2 » . مؤلف گويد : اين حديث غريب است از جهت اشتمال بر اين مقدار از عمر آن حضرت ومالك شدن تمام دنيا وهر دو مخالف أحاديث ديگر است ، واللّه يعلم . أيضا روايت كرده است كه لشكرگاه آن حضرت صد فرسخ بود : بيست وپنج فرسخ از آدميان بود ، وبيست وپنج فرسخ از جنّيان بود ، وبيست وپنج فرسخ از وحشيان ، وبيست وپنج فرسخ از مرغان ؛ وهزار خانه از آبگينه بر روى چوب تعبيه كرده بودند كه سيصد زن نكاحي وهفتصد كنيز براي آن حضرت در آن خانه‌ها بودند . پس باد تند را امر مىكرد كه اينها را از جا مىكند وباد نرم را امر مىكرد كه به راه مىبرد ، پس خدا به آن حضرت وحى نمود در ميان زمين وآسمان كه : بر پادشاهى تو اين را افزودم كه هر كه سخنى بگويد باد از براي تو بياورد « 3 » . ثعلبى روايت كرده است كه : چون سليمان عليه السّلام بر بساط سوار مىشد أهل وحشم و

--> ( 1 ) . مجمع البيان 4 / 215 . ( 2 ) . مجمع البيان 4 / 214 . ( 3 ) . مجمع البيان 4 / 215 .