العلامة المجلسي
961
حياة القلوب ( فارسي )
خدمتكاران ونويسندگان ولشكر خود را با خود مىبرد واينها در سقفها بودند بر روى يكديگر در خور درجههاى خود ، ومطبخ آن حضرت همراه أو بود با تنورهاى آهن وديگهاى بزرگ كه در هر ديگى بيست شتر پخته مىشد ، وميدانها براي چهار پايان در پيش مجلس أو بود ، وطبّاخان مشغول طبخ بودند وساير صنّاع مشغول اعمال خود بودند ، واسبان در پيش روى آن حضرت بودند وبساط در هوا مىرفت . پس ، از إصطخر شيراز يك روز به يمن رفت وگذشتند بر مدينهء طيّبه ، پس سليمان عليه السّلام فرمود كه : اين محل هجرت پيغمبر آخر الزمان صلّى اللّه عليه وآله وسلم خواهد بود ، خوشا حال كسى كه به أو ايمان بياورد ومتابعت أو بكند ، وچون به مكهء معظّمه گذشت بتها ديد كه بر دور كعبه گذاشتهاند ، وچون سليمان عليه السّلام گذشت كعبه گريست ، پس خدا وحى كرد به أو كه : چرا مىگريى ؟ كعبه گفت : براي آن مىگريم كه پيغمبرى از پيغمبران تو وجمعى از دوستان تو بر من گذشتند ونزد من فرود نيامدند ونزديك من نماز نكردند وبتها را بر دور من گذاشتهاند ومىپرستند . پس خدا وحى فرستاد بسوى أو كه : گريه مكن ، بزودى تو را پر خواهم كرد از روهاى سجدهكننده ، وقرآن تازه در تو خواهم فرستاد ، وپيغمبرى در آخر الزمان نزد تو مبعوث خواهم كرد كه بهترين پيغمبران من باشد ، وجمعى را مقرر خواهم كرد كه تو را آبادان گردانند ، وفريضهاى بر ايشان واجب خواهم كرد كه به سبب آن از أطراف عالم بسوى تو بشتابند مانند مرغان كه بسوى آشيانههاى خود شتابند ومانند ناقهاى كه بسوى فرزند خود ميل كند ، وتو را پاك خواهم كرد از لوث بتها وبتپرستان « 1 » . وروايت كرده است كه : چون سليمان عليه السّلام بعد از پدر خود پيغمبر وپادشاه شد امر فرمود تختى براي أو ساختند بسيار غريب وبديع كه در هنگام قضا وحكم در ميان مردم كه بر روى آن نشيند كه مبطلى يا گواه ناحقى به نزد أو آيد بترسد ودروغ نگويد ودعوى
--> ( 1 ) . عرائس المجالس 296 .