العلامة المجلسي

950

حياة القلوب ( فارسي )

خاسِئِينَ « 1 » « پس چون طغيان كردند وترك نكردند آنچه ايشان را از آن نهى كردند گفتيم به ايشان كه : باشيد بوزينگان واز رحمت الهى دور افتادگان » . پس حضرت امام زين العابدين عليه السّلام فرمود : چون آن ده هزار وكسرى كه مطيعان وواعظان بودند ديدند كه آن هفتاد هزار كس پند ايشان را قبول نمىكنند واز نزول عقوبت خدا پروا نمىكنند ، از ايشان كناره كردند واز ميان ايشان بيرون رفتند ودر شهري ديگر كه نزديك شهر ايشان بود قرار گرفتند كه مبادا عذاب بر آنها نازل شود وايشان را نيز فروگيرد . پس در همان شب عذاب الهى بر ايشان نازل شد وهمه ميمون شدند ودروازهء شهر ايشان بسته ماند كه از ايشان كسى بيرون نمىآمد وكسى از بيرون به شهر ايشان نمىرفت ، چون أهل شهرهاى ديگر شنيدند اين حال را آمدند واز ديوارهاى شهر بالا رفتند وديدند مردان وزنان ايشان همه ميمون شده‌اند ومىگردند . پس به شهر ايشان درآمدند وآنها كه ايشان را نصيحت مىكردند به نزد خويشان وياران ودوستان خود مىآمدند ومىپرسيدند كه : تو فلانى ؟ أو آب از ديده‌اش مىريخت وبه سر اشاره مىكرد : بلى ؛ سه روز بر اين حال ماندند ، پس حق تعالى بادي وبارانى فرستاد كه ايشان را به دريا انداخت وهلاك كرد ، هيچ مسخ‌شده‌اى بعد از سه روز باقي نماند واينها كه مىبينيد ، شبيه آنهايند ، نه آنهايند ونه از نسل آنهايند . پس حضرت امام زين العابدين عليه السّلام فرمود : اين جماعت براي شكار ما هي چنين شدند ، پس چگونه خواهد بود نزد خدا حال جمعى كه فرزندان پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلم را كشتند وهتك حرمت آن حضرت كردند ؟ حق تعالى اگر چه ايشان را در دنيا مسخ نكرد امّا عذابي كه در آخرت براي ايشان مهيّا گردانيده است اضعاف اضعاف مسخ است . پس فرمود : اگر آن جماعت كه تعدّى در حكم شنبه كردند متوسل به أنوار مقدسهء محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم وآل طيّبين أو عليهم السّلام مىشدند ، به آن معصيت مبتلا نمىشدند ، واگر آنها كه ايشان را پند مىدادند از خدا سؤال مىكردند به جاه محمد وآل طيّبين أو كه ايشان را از آن

--> ( 1 ) . سورهء أعراف : 166 .