العلامة المجلسي
951
حياة القلوب ( فارسي )
گناه بازدارد هرآينه دعاى ايشان مستجاب مىشد وليكن نكردند تا آنچه خدا در لوح نوشته بود بر ايشان جارى شد « 1 » . به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى امر كرد يهود را كه ترك كار دنيا در روز جمعه بكنند ، ايشان قبول نكردند وروز شنبه را اختيار كردند ، پس به اين سبب شكار روز شنبه را بر ايشان حرام گردانيد « 2 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود : حق تعالى طايفهاى از بني إسرائيل را مسخ نمود ، پس آنچه به دريا رفتند جرّى ومارماهى وساير حيوانات مسخشدهء دريا شدند ، وآنچه به صحرا رفتند خوك وميمون وراسو وسوسمار وساير حيوانات صحرا شدند « 3 » . علي بن إبراهيم رحمة اللّه عليه روايت كرده است كه : أصحاب سبت را حق تعالى مهلت داد آن قدر كه بسيار شدند وأموال بيشمار اندوختند وگفتند : شكار شنبه بر ما حلال است وبر پيشينيان حرام بوده است ، زيرا كه تا ما شكار ما هي كنيم در روز شنبه در نعمت ورفاهيتيم ومال ما بسيار شد وبدنهاى ما صحيح است . پس در شبى كه غافل بودند حق تعالى ايشان را به ناگاه گرفت « 4 » . أيضا روايت كرده است كه : ايشان از بني إسرائيل بودند ودر شهري بودند كه نزديك به دريا بود . در مدّ وجزر ، آب دريا داخل نهرها وزراعتهاى ايشان مىشد وما هي در روز شنبه مىآمد تا آخر زراعتهاى ايشان ودر روز يكشنبه ما هي نمىآمد به نهرها وزراعتهاى ايشان ، پس ايشان در روز شنبه دامها نصب مىكردند در پيش نهرهاى خود كه چون آب دريا پست مىشد ما هي در ميان دامها ونهرهاى ايشان مىماند ودر روز يكشنبه آنها را مىگرفتند ! پس علماى ايشان نهى كردند ايشان را از اين عمل ، فايده نبخشيد تا مسخ شدند به خوك وميمون . وسبب حرام شدن شكار ما هي بر ايشان آن بود
--> ( 1 ) . تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام 269 . ( 2 ) . علل الشرايع 69 ؛ قصص الأنبياء راوندى 206 . ( 3 ) . كافى 6 / 221 . ( 4 ) . تفسير قمى 1 / 181 .