العلامة المجلسي

923

حياة القلوب ( فارسي )

براي تنبيه آن حضرت فرستاد . چهارم آنكه : آن دو شخص ملك نبودند بلكه دزدان بودند وبراي ضرر رسانيدن به آن حضرت آمده بودند ، چون دست نيافتند ، اين مرافعه را به عذر خود القا كردند وآن حضرت به ايشان گمان برد كه دزدند وخواست ايشان را آزار كند پس از گمان خود كه ترك أولى بود استغفار كرد ومتعرّض ايشان نشد . پنجم آنكه : معاتبهء الهى نسبت به أو براي آن بود كه چون مدّعى دعواي خود را گفت قبل از آنكه از مدّعى عليه سؤال نمايد ، فرمود : بر تو ستم كرده است ، وغرض آن حضرت آن بود كه اگر راست مىگوئى بر تو ستم كرده است ، أولى آن بوده كه پيش از آنكه از خصم أو جواب دعوى را بشنود اين را نگويد ، وبراي اين ترك أولى استغفار نمود « 1 » . چنانچه به سند معتبر منقول است كه : علي بن الجهم در مجلس مأمون از حضرت امام رضا عليه السّلام از اين آيات سؤال نمود ؟ حضرت فرمود : علماى شما در اين باب چه مىگويند ؟ علي بن الجهم گفت : مىگويند روزى داود عليه السّلام در محراب خود نماز مىكرد ، ناگاه شيطان نزد أو به صورت نيكوترين مرغى از مرغان ظاهر شد ، پس داود نمازش را قطع كرد برخاست كه مرغ را بگيرد ، پس مرغ به ميان خانه رفت ، أو نيز دنبال آن رفت ، پس مرغ پرواز كرد بر بأم خانه نشست ، آن حضرت نيز بر بأم بالا رفت . پس مرغ به خانهء أوريا پسر حنان رفت ، داود عليه السّلام مشرف شد بر خانهء أوريا ، ناگاه نظرش بر زن أوريا افتاد كه غسل مىكرد وبرهنه بود ، همين كه ديد أو را ، از محبت أو بىقرار شد وأوريا را به بعضي از جنگها فرستاده بود ، پس نوشت به سركردهء آن لشكر كه مقدّم دارد أوريا را پيش روى لشكر خود ، چون أو را مقدّم داشتند فتح كرد وبر كافران غالب شد . چون اين خبر به داود رسيد غمگين شد ، بار ديگر نوشت : أو را بر تابوت مقدّم بدار در

--> ( 1 ) . براي اطلاع بيشتر مراجعه شود به مجمع البيان 4 / 471 ؛ تفسير قرطبى 15 / 180 .