العلامة المجلسي

924

حياة القلوب ( فارسي )

جنگ ، چون چنين كردند أوريا شهيد شد ، پس داود زن أوريا را نكاح كرد ! چون حضرت امام رضا عليه السّلام اين قصه را به اين وجه شنيع از علي بن الجهم استماع نمود دست مبارك را بر پيشانى خود زد وگفت : انّا للّه وانّا اليه راجعون ! شما نسبت مىدهيد پيغمبرى از پيغمبران خدا را به آنكه نماز خود را سبك شمرد وبراي مرغى آن را قطع كرد ، وبه آنكه عاشق زن مردم شد وبه اين سبب شوهر أو را كشت ؟ ! پس علي بن الجهم گفت : يا بن رسول اللّه ! پس گناه أو چه بود ؟ حضرت امام رضا عليه السّلام فرمود : داود عليه السّلام گمان كرد كه حق تعالى خلقي از أو داناتر نيافريده است ، پس دو ملك را خدا فرستاد كه از ديوار غرفهء أو بالا رفتند ، وچون به نزد أو رفتند مدّعى دعواي خود را نقل كرد چنانچه حق تعالى ياد فرموده است ، حضرت داود مبادرت نمود قبل از آنكه از ديگرى بپرسد كه آنچه أو در حقّ تو مىگويد راست است يا نه ، پيش از آنكه از مدّعى گواه بر دعواي أو بطلبد فرمود : بر تو ظلم كرده است كه گوسفند تو را خواسته است كه با گوسفندان خود ضم كند ، پس اين خطا ترك اولائى بود كه در حكم كردن از آن حضرت صادر شد ، نه آنچه شما مىگوئيد ، آيا نمىشنوى كه حق تعالى بعد از آن مىفرمايد : « اى داود ! ما تو را خليفه گردانيديم در زمين پس حكم كن در ميان مردم به حق » ؟ پس علي بن الجهم گفت : يا بن رسول اللّه ! پس قصهء أو با أوريا چه بود ؟ فرمود كه : در زمان داود عليه السّلام مقرّر چنين بود زنى كه شوهرش مىمرد يا در جنگ كشته مىشد ديگر شوهر نمىكرد هرگز ، وأول كسى را كه حق تعالى براي أو حلال گردانيد زنى را كه شوهرش كشته شده باشد بخواهد ، داود عليه السّلام بود . چون أوريا كشته شد وعدّهء زن أو منقضى شد آن حضرت زن أو را خواست ، اين معنى بر روح أوريا گران آمد كه داود عليه السّلام أول مرتبه اين حكم را دربارهء زوجهء أو جارى گردانيد « 1 » . مؤلف گويد : منسوخ شدن حكمي در زمان غير پيغمبران أولو العزم خلاف مشهور

--> ( 1 ) . عيون أخبار الرضا 1 / 193 ؛ امالى شيخ صدوق 83 ، ودر آن « أوريا بن حتان » است .