العلامة المجلسي

99

حياة القلوب ( فارسي )

نفس شما أزواج شما را » « 1 » ، وأيضا ممكن است كه « من » تعليلى باشد ، يعنى از براي آن نفس جفت أو را خلق كرد ، واين قول اصحّ أقوال است ، واز أقوال عامه دورتر است ، وأحاديث سابقه يا محمول بر تقيه است يا مراد اين است كه از طينت ضلعى از أضلاع آدم خلق شده است ، چنانچه در حديث معتبر منقول است از زراره كه گفت : سؤال كردند از حضرت صادق عليه السّلام از كيفيت خلقت حوّا ، وگفتند كه : نزد ما جمعى هستند كه مىگويند كه حق تعالى خلق كرد حوّا را از دندهء آخر دنده‌هاى جانب چپ آدم ، فرمود كه : خدا منزّه است وعالىتر است از آنچه ايشان مىگويند ، كسى كه اين را مىگويد قائل مىشود كه خدا قدرت نداشت كه خلق كند از براي آدم زوجهء أو را از غير دندهء أو ، وراه مىدهد سخن گوينده از أهل تشنيع را كه بگويد : بعضي از جسد آدم با بعضي ديگر از جسد خود جماع مىكرده است ، چون حوّا از دندهء أو خلق شده است ، چه چيز باعث شده ايشان را كه اين سخنان گويند ؟ خدا حكم كند ميان ما وايشان . پس فرمود كه : چون حق تعالى خلق كرد آدم را از خاك ، امر كرد ملائكة را كه از براي أو سجده كنند ، وخواب را بر أو غالب گردانيد ، پس از نو پديد آورد از براي أو خلقي وأو را در فرجهء ميان پاهاى أو ساكن گردانيد از براي اينكه زنان تابع مردان باشند ، پس حوّا به حركت آمد واز حركت أو آدم بيدار شد ، چون بيدار شد ندا رسيد به حوّا كه : دور شو از آدم . پس چون آدم نظرش بر حوّا افتاد ، خلق نيكوئى ديد كه شبيه است به صورت أو امّا مادة است ، پس با حوّا سخن گفت ، حوّا نيز جواب أو را گفت . پس آدم به حوّا گفت : تو كيستى ؟ گفت : من خلقىام كه خدا مرا خلق كرده است ، چنانچه مىبينى . در آن وقت آدم مناجاة كرد كه : پروردگارا ! كيست اين خلق نيكو كه قرب أو مؤنس من گرديده ، ونظر كردن بسوى أو مرا از وحشت بيرون آورد ؟

--> ( 1 ) . سورهء روم : 21 .