العلامة المجلسي

96

حياة القلوب ( فارسي )

جهت جنوب . پس مستقل شد شخص آدم وبدنش تمام شد ، پس از ناحيهء سودا أو را لازم شد محبت زنان وطول امل وحرص ؛ واز ناحيهء بلغم ، محبت خوردن وآشاميدن ونيكى وحكم ومدارا ؛ واز ناحيهء صفرا ، غضب وسفاهت وشيطنت وتجبّر وتمرّد وتعجيل در أمور ؛ واز ناحيهء خون ، محبت زنها ولذتها ومرتكب محرّمات وشهوتها شدن . فرمود كه : چنين يافتيم در كتاب أمير المؤمنين عليه السّلام ، پس خلق كرد آدم را ، پس چهل سال ماند چنين صورت بسته ، وشيطان لعين به أو مىگذشت ومىگفت : از براي امر بزرگى آفريده‌شده‌اى ، پس شيطان گفت كه : اگر خدا مرا امر كند به سجود اين ، هرآينه معصيت أو خواهم كرد ، پس حق تعالى روح در جسد آدم دميد ، چون روح به دماغش رسيد عطسه كرد پس گفت : « الحمد للّه رب العالمين » ، حق تعالى به أو خطاب كرد كه : « يرحمك اللّه » ، حضرت صادق فرمود : پس سبقت گرفت از براي أو رحمت از جانب خدا « 1 » . وبه طرق مخالفين از عبد اللّه بن عباس منقول است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم فرمود كه : چون حق تعالى آدم را خلق كرد ، أو را نزد خود بازداشت ، پس عطسه‌اى كرد وحق تعالى أو را الهام كرد كه خدا را حمد كرد ، پس حق تعالى فرمود كه : اى آدم ! مرا حمد كردى ، بعزت وجلالت خود سوگند مىخورم كه اگر نه آن دو بنده بودند كه مىخواهم ايشان را خلق كنم در آخر الزمان ، تو را خلق نمىكردم . آدم گفت : پروردگارا ! به قدرى كه ايشان را عزت در نزد تو هست ، اسم ايشان چيست ؟ خطاب رسيد به أو كه : اى آدم ! نظر كن بسوى عرش ؛ پس چون نظر كرد ، دو سطر ديد كه به نور بر عرش نوشته است : در سطر أول نوشته است : « لا اله الّا اللّه محمّد نبيّ الرّحمة وعليّ مفتاح الجنّة » يعنى : محمد پيغمبر رحمت است وعلى كليد بهشت است ، ودر سطر ديگر نوشته است كه : سوگند خورده‌ام به ذات مقدس خود كه رحم كنم هر كه را با ايشان

--> ( 1 ) . تفسير قمى 1 / 36 .