العلامة المجلسي

800

حياة القلوب ( فارسي )

موسى عليه السّلام گفت : باش كه من مىروم كه ملاحظه كنم . چون حضرت موسى رفت در قبر خوابيد خدا پرده از پيش چشم أو برداشت تا جاى خود را در بهشت ديد ، پس گفت : پروردگارا ! مرا بسوى خود قبض كن . پس ملك موت در همانجا قبض روح مطهر أو نمود ودر همان قبر أو را دفن كرد وخاك بر روى أو ريخت . آن مردى كه قبر را مىكند ملكي بود در صورت آدمي ، وموت آن حضرت در مدت تيه بود . پس منادى از آسمان ندا كرد كه : مرد موسى كليم خدا ، وكدام زنده است كه نمىميرد ؟ ! پس فرمود كه : به اين سبب قبر موسى معروف نيست وبني إسرائيل موضع قبر آن حضرت را نمىدانند . از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم پرسيدند : قبر موسى در كجاست ؟ فرمود : نزديك راه بزرگ نزد تلّ سرخ . پس يوشع عليه السّلام بعد از موسى عليه السّلام پيشوا ومقتداى بني إسرائيل بود وقيام به أمور ايشان مىنمود ، وصبر كرد بر مشقتها وآزارها كه از پادشاهان جور به أو رسيد ودر زمان أو تا سه پادشاه از ايشان هلاك شدند ، بعد از آن امر يوشع قوى شد ومستقل شد در امر ونهى . پس دو كس از منافقان قوم موسى عليه السّلام صفراء دختر شعيب را كه زن موسى بود فريب دادند وبا خود برداشتند وبا صد هزار كس بر يوشع خروج كردند ، ويوشع بر ايشان غالب شد ، وجماعت بسيار از اينها كشته شدند وبقيهء ايشان گريختند به اذن خدا وصفراء دختر شعيب أسير شد ، پس يوشع عليه السّلام به أو گفت : در دنيا از تو عفو كردم تا در قيامت پيغمبر خدا موسى را ملاقاة كنيم واز تو شكايت كنم به أو آنچه كه كشيدم وديدم از تو واز قوم تو . پس گفت : وا ويلاه ! واللّه كه اگر بهشت را براي من مباح كنند كه داخل شوم هرآينه شرم خواهم كرد كه در آنجا پيغمبر خدا را ببينم وحال آنكه پردهء أو را دريدم وبعد از أو بر وصىّ أو خروج كردم « 1 » . مؤلف گويد : ملاحظه كن وتأمل نما كه چگونه أحوال اين امّت به أحوال امّتهاى گذشته

--> ( 1 ) . كمال الدين وتمام النعمة 153 .