العلامة المجلسي

755

حياة القلوب ( فارسي )

أبى طالب عليه السّلام ومثل ما در ميان اين امّت مانند مثل موسى وخضر است در هنگامى كه أو را ملاقاة كرد وأو را به سخن درآورد واز أو سؤال كرد كه رفيق أو باشد وگذشت ميان ايشان آنچه گذشت چنانچه حق تعالى در قرآن ياد كرده است ، زيرا حق تعالى به موسى وحى نمود : من تو را برگزيدم بر مردم به رسالتهاى خود وبه كلام خود پس بگير آنچه را به تو عطا كردم واز شكر كنندگان باش ، وفرموده است : نوشتيم براي موسى در ألواح از هر چيز موعظه وتفصيلي براي هر چيز ، بتحقيق كه نزد خضر علمي بود كه براي موسى در ألواح نوشته نشده بود وموسى گمان كرد كه جميع چيزها كه مردم به آن احتياج دارند در تابوت هست وجميع علوم براي أو در ألواح نوشته شده است چنانچه اين جماعت دعوى مىكنند كه فقيهان وعلماى اين امّتند ، ودعوى مىكنند كه هر علم ودانائى كه در دين ضرور است وامّت به آن محتاجند ايشان مىدانند ، واز پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلم به ايشان رسيده است ! دانسته‌اند دروغ مىگويند آنچه پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلم مىدانست به ايشان نرسيده وندانسته‌اند زيرا كه بسيار مسأله از حلال وحرام احكام به ايشان مىرسد نمىدانند وكراهت دارند از آنكه از ما سؤال كنند كه مبادا مردم ايشان را به جهالت نسبت دهند به اين سبب علم را از معدنش طلب نمىكنند ، ورأى باطل خود وقياس را در دين خدا به كار مىبرند ، دست از آثار پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلم برداشته‌اند وخدا را به عبادتهاى بدعت مىپرستند وحال آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم فرمود : هر بدعتى ضلالت وگمراهى است ؛ عداوت وحسد ما ايشان را مانع شده است از آنكه طلب علم از ما بكنند ، واللّه كه موسى عليه السّلام به آن بزرگوارى حسد بر خضر عليه السّلام نبرد ، وآن مرتبه از علم ودانش كه أو داشت مانع نشد أو را كه از خضر سؤال كند از آنچه نمىدانست ، وچون موسى از خضر سؤال كرد أو را علم بياموزد وارشاد نمايد خضر دانست كه أو تاب رفاقت أو وديدن اعمال أو ندارد وگفت : چگونه صبر مىنمائى بر ديدن امرى چند كه علم تو به آنها احاطه نكرده است ؟ پس موسى از روى خضوع وشكستگى سعى كرد أو را بر خود مهربان گرداند شايد رفاقتش را قبول كند ، پس گفت : ان شاء اللّه مرا صبركننده خواهى يافت ، در هيچ امرى معصيت تو نخواهم كرد . خضر مىدانست كه موسى تاب علمش را نمىآورد ، واللّه كه چنين است حال قاضيان