العلامة المجلسي
753
حياة القلوب ( فارسي )
مىبودم ؟ پس حضرت صادق عليه السّلام قصهء كشتى وپسر وديوار را ذكر نمود وفرمود : اگر موسى عليه السّلام صبر مىكرد ، خضر عليه السّلام هفتاد امر عجيب وغريب به أو مىنمود « 1 » . در روايت ديگر فرمود : خدا رحمت كند موسى را كه تعجيل كرد بر خضر ، اگر صبر مىكرد هرآينه امر عجيبى چند مىديد كه هرگز نديده بود « 2 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود : بخداوند كعبه سوگند مىخورم اگر من در ميان موسى وخضر مىبودم خبر مىدادم ايشان را كه من از هر دو داناترم وهرآينه به چيزى چند ايشان را خبر مىدادم كه در دستشان نبود ونمىدانستند ، زيرا كه خدا به موسى وخضر علم گذشته را داده بود ، وعلم آينده را به ايشان نداده بود ، ونزد ماست علم آينده تا روز قيامت كه به ميراث از پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلم به ما رسيده است « 3 » . از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : چون موسى از خضر سؤالها كرد جواب شنيد ، ديدند پرستكى صدا مىكند وپرواز مىكند در ميان دريا وبلند وپست مىشود ! خضر فرمود : مىدانى اين پرستك چه مىگويد ؟ گفت كه : مىگويد : بحقّ پروردگار آسمانها وزمين وپروردگار دريا كه نيست علم شما نزد خدا مگر به قدر آنچه من به منقار خود از اين دريا بردارم بلكه كمتر « 4 » . ودر حديث ديگر منقول است كه : چون موسى به نزد قوم خود برگشت بعد از آنكه از خضر جدا شد ، هارون از أو سؤال كرد از علومى كه از خضر شنيده بود واز عجائب دريا كه ديده بود ؟ موسى فرمود : من وخضر در كنار دريا ايستاده بوديم ناگاه ديديم مرغى فرود آمد از هوا بسوى دريا وقطرهاى برداشت به منقار خود وبه جانب مشرق انداخت ، وقطرهاى
--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 156 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 157 . ( 3 ) . كافى 1 / 260 ؛ بصائر الدرجات 129 . ( 4 ) . بصائر الدرجات 230 ؛ قصص الأنبياء راوندى 157 .