العلامة المجلسي

700

حياة القلوب ( فارسي )

ببينيم ، پس خدا صاعقه فرستاد كه همه سوختند . پس چون موسى عليه السّلام ديد كه قومش هلاك شدند محزون شد بر ايشان وگفت : آيا هلاك مىكنى ما را به آنچه سفيهان ما كردند ؟ زيرا كه موسى عليه السّلام گمان كرد كه ايشان به گناهان بني إسرائيل هلاك شدند « 1 » . به سندهاى معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام وامام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : چون موسى عليه السّلام از حق تعالى سؤال نمود كه : پروردگارا ! خود را به من بنما تا تو را ببينم . حق تعالى به أو وحى فرستاد كه : هرگز مرا نخواهى ديد ونمىتوانى ديد . ووعده فرمود أو را كه بر كوه تجلّى كند تا بداند كه أو را نمىتواند ديد . موسى بر كوه بالا رفت ، درگاه آسمان گشوده شد وفوجهاى ملائكهء آسمان به زير آمدند وفوج‌فوج بر أو مىگذشتند با رعد وبرق وصاعقه وباد وعمودهاى نور در دست داشتند ، هر فوج كه بر أو مىگذشتند به أو مىگفتند : اى پسر عمران ! سؤال بزرگى از پروردگار خود نمودى ؛ وهر فوج ايشان را كه مىديد جميع بدنش از ترس مىلرزيد وبه امر الهى آتشى بر دور أو احاطه كرده بود كه نمىتوانست گريخت تا آنكه حق تعالى قدرى از أنوار عظمت خود را بر كوه جلوه داد وكوه به زمين فرورفت . موسى افتاد وبيهوش شد « 2 » . مؤلف گويد : بايد دانست كه ضروري دين شيعه است وبه دلايل عقلية ونقليه ثابت شده است كه حق تعالى ديدنى نيست وذات مقدس أو را به چشم ادراك نمىتوان ديد بلكه ديدهء دل نيز از ادراك كنه ذات وصفات مقدس أو عاجز وقاصر است ، چون تواند بود كه ديده شود چيزى كه جسم وجسماني نباشد ومحلّى ومكاني نداشته باشد ودر جهتي نباشد ، پس چگونه حضرت موسى با مرتبهء جليل پيغمبرى اين سؤال نمود ؟ از اين شبهه

--> ( 1 ) . تفسير قمى 1 / 241 . ( 2 ) . تفسير عياشى 2 / 26 .