العلامة المجلسي

701

حياة القلوب ( فارسي )

دو جواب مىتوان گفت : أول آنكه : سؤال موسى عليه السّلام از ديدن به چشم نبود بلكه مىخواست معرفت كنه ذات وصفات الهى براي أو حاصل گردد تا نهايت مرتبهء معرفت بشرى براي أو ميسّر گردد ؛ چون أول ممتنع وثاني فوق مرتبهء آن حضرت بود ، حضرت بارى تعالى به اظهار بعضي از أنوار جلال وعظمت خود بر كوه وتاب نياوردن أو ظاهر گردانيد كه كسى را راهى به ادراك كنه جلال أو نيست وأو را قابليت نهايت مرتبهء معرفت كه مخصوص پيغمبر آخر الزمان صلّى اللّه عليه وآله وسلم است نيست . دوم آنكه : سؤال موسى عليه السّلام از جهت قوم أو بود ، چون مأمور بود كه مدارا با قوم خود بكند وآنچه ايشان سؤال كنند رد ننمايد ، به تكليف قوم خود اين سؤال نمود ومىدانست كه اين امر ممتنع است وخدا ديدنى نيست وليكن مىخواست كه بر قوم أو اين معنى ظاهر شود . واين وجه ظاهرتر است . چنانچه به سند معتبر منقول است كه مأمون از حضرت امام رضا عليه السّلام از اين مسأله سؤال نمود ، آن حضرت فرمود كه : كليم خدا موسى بن عمران مىدانست كه خدا از آن منزّه‌تر است كه به چشمها ديده شود وليكن چون حق تعالى با أو سخن گفت وأو را همراز خود گردانيد ، أو برگشت بسوى قوم خود وايشان را خبر داد كه : خدا با من سخن گفت ومرا مقرّب درگاه خود گردانيد وبا من مناجاة كرد . گفتند : ما ايمان نمىآوريم به آنچه تو مىگوئى تا سخن خدا را بشنويم چنانچه تو شنيده‌اى . وايشان هفتصد هزار كس بودند پس از ميان ايشان هفتاد هزار كس اختيار كرد ، واز آنها هفت هزار مرد اختيار كرد ، واز آنها هفتاد نفر برگزيد با خود برد به طور سينا كه محلّ مناجاة أو بود با حق تعالى ، وايشان را در دامنهء كوه بازداشت وخود بر كوه بالا رفت واز خدا سؤال نمود كه با أو سخن بگويد چنان كه آن هفتاد نفر بشنوند ، پس خدا با أو سخن گفت ، ايشان كلام الهى را از بالاى سر وپائين پا وجانب راست وچپ وپيش رو وپشت سر از همه جهت به يك‌دفعه شنيدند ، زيرا كه خدا صدا را در درخت خلق كرد وبه همه جانب پهن كرد تا از همه جهت شنيدند تا بدانند كلام خدا است كه اگر كلام ديگرى بود