العلامة المجلسي

65

حياة القلوب ( فارسي )

فصل سوم در بيان عصمت أنبيا وأئمة عليهم السّلام بدان كه علماى اماميه رضوان اللّه عليهم اجماع كرده‌اند بر عصمت أنبيا وأوصيا از گناهان كبيره وصغيره ، كه صادر نمىشود از ايشان هيچ نوع از گناهان نه بر سبيل سهو ونسيان ونه بر سبيل خطاى در تأويل ونه بر سبيل مهاونه ، نه پيش از پيغمبرى ونه بعد از آن ، نه در كودكى ونه در بزرگى . وكسى در اين باب مخالفت نكرده مگر ابن بابويه وشيخ محمد بن الحسن بن الوليد رحمة اللّه عليهما ، كه ايشان تجويز كرده‌اند كه حق تعالى ايشان را براي مصلحتى سهو بفرمايد كه فراموش كنند چيزى را كه متعلق به تبليغ رسالت نباشد . وبه تواتر واجماع معلوم است كه عصمت ايشان ، مذهب أئمة بلكه از ضروريات دين شيعه شده است ، ودلايل عقلية ونقليهء بسيار بر اين معنى در كتب كلاميه اقامه نموده‌اند ، وأحاديث بسيار در باب أحوال هر پيغمبرى ، ودر كتاب امامت مذكور خواهد شد ، واشاره به بعضي از دلائل ايشان در مقام اجمال مىنمايد : أول آنكه : چون غرض از بعثت ايشان اينست كه مردم أطاعت ايشان نمايند وهر چه از أوامر ونواهى الهى به ايشان فرمايند امتثال كنند ، اگر معصوم نگرداند ايشان را ، منافى غرض از بعثت خواهد بود ، وبر حكيم روا نيست فعلى كند كه منافى غرض أو باشد . وامّا منافى غرض بودن ، پس ظاهر است از عادات مردم كه هرگاه كسى ايشان را امر به نيكيها ونهى از بديها كند وخود خلاف آن را بعمل آورد ، مواعظ أو در مردم تأثير نمىكند ، بلكه اگر جمعى منصب پيشنمازى ووعظ داشته باشند كه نسبت به امامت عظمى ورياست كبرى