العلامة المجلسي
47
حياة القلوب ( فارسي )
يونس فرموده است وَأَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ « 1 » ، يعنى : « أو را فرستاديم بسوى صد هزار كس بلكه زيادة بودهاند » ، فرمود كه : سى هزار كس زيادة بودهاند بر صد هزار ؛ وپيغمبرى هست كه در خواب مىبيند وصدا مىشنود وملك را در بيدارى مىبيند وأو امام وپيشواى پيغمبران ديگر است مثل أولو العزم ، وبتحقيق كه إبراهيم نبي بود وامام نبود تا آنكه حق تعالى به أو گفت كه إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً « 2 » ، يعنى : « بدرستى كه من گردانيدهام تو را براي مردم ، امام » ، پس أو گفت وَمِنْ ذُرِّيَّتِي « 3 » ، يعنى : « از ذرّيّت من امام قرار دادهاى ؟ » وغرضش آن بود كه همهء ذرّيّتش امام باشند ، حق تعالى فرمود كه لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ « 4 » ، يعنى : « نمىرسد عهد امامت وخلافت من به ستمكاران » يعنى كسى كه صنمي يا بتي پرستيده باشد « 5 » . مترجم گويد كه : ميان علما خلاف است در تفسير نبي ورسول وفرق ميان اين دو معنى : بعضي گفتهاند كه فرق ميان اين دو لفظ نيست ؛ وبعضي گفتهاند رسول آن است كه با معجزه كتاب آورده باشد ، ونبىّ غير رسول آن است كه كتاب بر أو نازل نشده باشد ومردم را به كتاب پيغمبر ديگر دعوت نمايد ؛ وبعضي گفتهاند رسول آن است كه شرعش ناسخ شريعتهاى گذشته باشد ونبي أعم از اين است . واز أحاديث سابقه وغير آنها كه براي خوف تطويل ترك كرديم ظاهر مىشود كه رسول آن است كه در هنگام القاى وحى ملك را در بيدارى بيند وبا أو سخن گويد ، ونبي أعم از اين است . پس نبىّ غير رسول آن است كه ملك را در هنگام القاى وحى نبيند بلكه در خواب بيند يا در دلش به الهام افتد يا صداى ملك به گوشش رسد وملك را نبيند كه در وقتهاى ديگر غير وقت القاء ، ملك را بيند ؛ وجمعى از محققين علما نيز به اين نحو فرق كردهاند .
--> ( 1 ) . سورهء صافات : 147 . ( 2 ) . سورهء بقره : 124 . ( 3 ) . سورهء بقره : 124 . ( 4 ) . سورهء بقره : 124 . ( 5 ) . بصائر الدرجات 373 ؛ كافى 1 / 174 .