العلامة المجلسي
461
حياة القلوب ( فارسي )
تسلّى دادهايم . فرمود : چرا آفتها وبلاها به شما وأموال شما نمىرسد ؟ گفتند : براي آنكه توكل بر غير خدا نمىكنيم ، وباران را از ستارهها نمىدانيم ، وهمه چيز را از پروردگار خود مىدانيم . گفت : بگوئيد كه پدران خود را نيز چنين يافتهايد ؟ گفتند : پدران خود را نيز چنين يافتيم كه مسكينان خود را رحم مىكردند ، وبا فقيران مواسات وبرابرى مىكردند ، وكسى اگر بر ايشان ستم مىكرد عفو مىكردند ، واگر كسى با ايشان بدى مىكرد به أو نيكى مىكردند ، وبراي گناهكاران خود استغفار مىكردند ، وبا خويشان خود نيكى مىكردند ، ودر امانت خيانت نمىكردند ، وراست مىگفتند ودروغ نمىگفتند ، پس به اين سبب خدا كار ايشان را به اصلاح آورد . پس ذو القرنين نزد ايشان ماند تا به رحمت الهى واصل شد ، وعمر أو پانصد سال بود « 1 » . وعلي بن إبراهيم رحمه اللّه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : حق تعالى ذو القرنين را مبعوث گردانيد بسوى قومش ، پس ضربتي بر جانب راست سرش زدند وخدا أو را ميراند پانصد سال ، پس أو را زنده كرد وباز بر ايشان مبعوث گردانيد ، پس ضربتي بر جانب چپ سر أو زدند كه شهيد شد ، وباز حق تعالى بعد از پانصد سال أو را زنده كرد وبسوى ايشان مبعوث گردانيد ، وپادشاهى تمام روى زمين را از مشرق تا مغرب به أو عطا فرمود ، وچون به يأجوج ومأجوج رسيد سدّى در ميان ايشان ومردم كشيد از مس وآهن وزفت وقطران « 2 » كه مانع شد ايشان را از بيرون آمدن . پس حضرت فرمود كه : هيچيك از يأجوج ومأجوج نمىميرد تا آنكه هزار فرزند نر از صلب أو بهم رسد ، وايشان بيشترين مخلوقاتند كه خدا خلق كرده است بعد از ملائكة .
--> ( 1 ) . امالى شيخ صدوق 144 ؛ علل الشرايع 472 . ( 2 ) . زفت : قير ؛ قطران : مادهء دهني شكل وسياهرنگ كه از برخى درختان مانند صنوبر وعرعر وأمثال آن مىچكد . ( فرهنگ عميد ) .