العلامة المجلسي
460
حياة القلوب ( فارسي )
گفت : چرا در ميان شما حكّام وقاضى نمىباشند ؟ گفتند : زيرا كه ما با يكديگر مخاصمه ومنازعه نمىكنيم . گفت : چرا در ميان شما پادشاهان نمىباشند ؟ گفتند : براي آنكه طلب زيادتى نمىكنيم . گفت : چرا تفاوت در أحوال وأموال شما نيست ؟ گفتند : براي آنكه با يكديگر مواسات مىكنيم ، وزيادتى أموال خود را بر يكديگر قسمت مىكنيم ، ورحم بر يكديگر مىكنيم . گفت : چرا نزاع واختلاف در ميان شما نيست ؟ گفتند : براي آنكه دلهاى ما با يكديگر الفت دارد ، وفساد در ميان ما نيست . گفت : چرا يكديگر را نمىكشيد وأسير نمىكنيد ؟ گفتند : زيرا كه بر طبعهاى خود غالب شدهايم به عزم درست ، ونفسهاى خود را به اصلاح آوردهايم به حلم وبردبارى . گفت : چرا سخن شما يكى است ، وطريقهء شما مستقيم ودرست است ؟ گفتند : به سبب آنكه دروغ نمىگوييم ، ومكر با يكديگر نمىكنيم . گفت : چرا در ميان شما پريشان وفقير نيست ؟ گفتند : براي آنكه مال خود را بالسويّه در ميان خود قسمت مىكنيم . گفت : چرا در ميان شما مردم درشت وتندخو نيست ؟ گفتند : براي آنكه شكستگى وفروتنى را شعار خود كردهايم . گفت : چرا عمر شما از همهء عمرها درازتر است ؟ گفتند : براي آنكه حقّ مردم را مىدهيم ، وبه عدالت حكم مىكنيم ، وستم نمىكنيم . فرمود : چرا قحط در ميان شما نمىباشد ؟ گفتند : براي آنكه يك لحظه از استغفار غافل نمىشويم . فرمود : چرا اندوهناك نمىشويد ؟ گفتند : براي آنكه نفس خود را به بلا راضى كردهايم ، وخود را پيش از بلا تعزيه و