العلامة المجلسي

382

حياة القلوب ( فارسي )

فصل پنجم در بيان أحوال خير مآل أولاد أمجاد وأزواج مطهّرات آن حضرت وكيفيت بنا كردن خانهء كعبه وساكن گردانيدن إسماعيل عليه السّلام در آن مكان به سند حسن بلكه صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : حضرت إبراهيم در باديهء شام نزول فرموده بود ، چون از براي أو إسماعيل از هاجر متولد شد ساره را غمى شديد رو داد ، زيرا كه إبراهيم را از أو فرزندى نبود وآزار مىكرد آن حضرت را در باب هاجر ، وبه اين سبب غمگين بود إبراهيم . چون شكايت كرد اين واقعه را به جناب أقدس الهى وحى رسيد به أو كه : مثل زن مثل دندهء كج است ، اگر آن را به حال خود بگذارى از آن متمتّع مىشوى ، واگر راست كنى آن را مىشكند . پس خدا امر كرد إبراهيم را كه إسماعيل وهاجر را از نزد ساره بيرون برد ، عرض كرد : پروردگارا ! به كدام مكان برم ايشان را ؟ فرمود : بسوى حرم من وجائى كه محلّ ايمنى گردانيده‌ام كه هر كه داخل آن شود أيمن باشد ، وأول بقعه‌اى كه در زمين خلق كرده‌ام ، وآن مكة است . پس جبرئيل براق را براي أو فرود آورد وهاجر وإسماعيل وآن حضرت را بر براق سوار وبه جانب مكة روانه شد ، پس إبراهيم عليه السّلام به هر محلّ نيكوئى مىرسيد كه در آنجا درختان ونخلستان وزراعت بود مىپرسيد : اى جبرئيل ! اينجاست ؟