العلامة المجلسي
377
حياة القلوب ( فارسي )
گفتند : ما به تو مىبخشيم . حضرت إبراهيم عليه السّلام گفت : نمىگيرم مگر به خريدن . گفتند : پس بگير به هر قيمت كه خواهى . پس خريد آن زمين را از ايشان به هفت گوسفند وچهار درازگوش ، پس به اين سبب آن زمين را بانقيا گفتند زيرا كه گوسفند را به لغت نبطي نقيا مىگويند . پس پسر إبراهيم عليه السّلام به آن حضرت گفت : اى خليل الرحمن ! چه مىكنى اين زمين را كه نه زراعتى در آن مىتوان كرد ونه حيواني مىتوان چرانيد ؟ حضرت إبراهيم عليه السّلام فرمود : ساكت شو كه خداوند عالميان از اين صحرا محشور گرداند هفتاد هزار كس را كه داخل بهشت شوند بىحساب ، كه هر يك از ايشان شفاعت كنند جماعت بسيار را « 1 » . ودر حديث معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : أول دو كس كه مصافحه كردند بر روى زمين ذو القرنين وإبراهيم خليل عليهما السّلام بودند ، إبراهيم عليه السّلام روبرو با أو ملاقاة كرد وبا أو مصافحه كرد « 2 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : حضرت إبراهيم عليه السّلام از مسجد سهله متوجه يمن شد براي جنگ با عمالقه « 3 » . وبه سند معتبر ديگر از آن حضرت منقول است كه : حضرت إبراهيم عليه السّلام از خدا سؤال كرد كه أو را دخترى روزى كند كه بعد از مرگ بر أو گريه كند « 4 » . ودر حديث معتبر از آن حضرت مروى است كه : ساره به حضرت إبراهيم عليه السّلام گفت : اى إبراهيم ! پير شدهاى ، از خدا سؤال كن فرزندى به تو عطا كند كه ديدهء ما به آن روشن شود ، زيرا كه خدا تو را خليل خود گردانيده است واگر خواهد ، دعاى تو را مستجاب
--> ( 1 ) . علل الشرايع 585 . ( 2 ) . امالى شيخ طوسي 215 . ( 3 ) . كافى 3 / 494 . ( 4 ) . تهذيب الأحكام 1 / 465 .