العلامة المجلسي

370

حياة القلوب ( فارسي )

وَفَّى « 1 » كه ترجمه‌اش اين است : « وإبراهيم آن كه أو تمام كرد آنچه أو را به آن مأمور ساخته بودند » ، يا « بسيار وفا كرد به آنچه با خدا عهد كرده بود » ، حضرت فرمود : هر صبح وشام اين دعا مىخواند : « أصبحت وربّي محمودا أصبحت لا اشرك باللّه شيئا ولا ادعو مع اللّه الها آخر ولا اتّخذ معه وليّا » ، پس به اين سبب أو را بندهء شكور ناميدند « 2 » . وبه سند معتبر منقول است كه : مفضّل بن عمر از حضرت صادق عليه السّلام پرسيد از تفسير قول حق تعالى وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ « 3 » كه ترجمه‌اش آن است : « يادآور وقتي را كه امتحان كرد إبراهيم را پروردگارش به امرى چند ، پس تمام كرد آنها را » ، پرسيد : آن كلمات چيست ؟ فرمود : همان كلماتي است كه حضرت آدم از پروردگارش قبول كرد وتوبه‌اش مقبول شد ، گفت : پروردگارا ! سؤال مىكنم از تو به حقّ محمد وعلى وفاطمه وحسن وحسين عليهم السّلام كه توبهء مرا قبول كنى ، پس خدا توبهء أو را قبول فرمود . مفضّل گفت : چه معنى دارد فَأَتَمَّهُنَّ ؟ فرمود : يعنى پس تمام كرد ايشان را تا قائم آل محمد عليهم السّلام دوازده امام كه نه‌تا از فرزندان حضرت امام حسين عليه السّلام‌اند « 4 » . وابن بابويه رحمه اللّه فرموده : آنچه در اين حديث وارد است يك وجه است براي اين كلمات ، وكلمات را وجوه ديگر هست : أول : يقين ؛ چنانچه حق تعالى فرموده است كه : « نموديم به إبراهيم ملكوت آسمانها وزمين را از براي آنكه بوده باشد از صاحبان يقين » « 5 » . دوم : معرفت به قديم بودن خالقش ويگانه دانستن أو ومنزّه دانستن أو از شباهت به

--> ( 1 ) . سورهء نجم : 37 . ( 2 ) . علل الشرايع 37 . ( 3 ) . سورهء بقره : 124 . ( 4 ) . معاني الأخبار 126 ؛ مجمع البيان 1 / 200 ؛ تفسير برهان 1 / 247 . ( 5 ) . سورهء انعام : 75 .