العلامة المجلسي

347

حياة القلوب ( فارسي )

وبه سندهاى معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام وحضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : دعاى حضرت إبراهيم در روزى كه أو را به آتش انداختند اين بود : « يا أحد يا صمد يا من لم يلد ولم يولد ولم يكن له كفوا أحد توكّلت على اللّه » ، پس حق تعالى به آتش وحى كرد كه : سرد وسلامت باش بر إبراهيم ، پس سه روز بر روى زمين كسى از آتش منتفع نشد وآب گرم نشد ، وعمارت بلندى براي نمرود ساخته بودند ، بعد از سه روز با آزر بر آن عمارت برآمد وبر آتش مشرف شد ، حضرت إبراهيم عليه السّلام را ديد در ميان باغ سبزى نشسته با مرد پيرى سخن مىگويد ، پس نمرود به آزر گفت : چه بسيار گرامى است پسر تو بر پروردگارش « 1 » ! پس نمرود به إبراهيم عليه السّلام گفت كه : از ملك من بدر رو وبا من در يك ديار مباش « 2 » . وبه سند موثق از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون يوسف عليه السّلام به نزد نمرود آمد ، گفت : چه حال دارى اى إبراهيم ؟ گفت : من إبراهيم نيستم ، من يوسف پسر يعقوب پسر إسحاق پسر إبراهيم ، وآن همان شخص بود كه با إبراهيم محاجّه كرد در امر پروردگارش وچهارصد سال جوان بود « 3 » . وبه سند معتبر از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام منقول است كه : چون حضرت إبراهيم عليه السّلام را در آتش انداختند ، جبرئيل پيراهنى از بهشت از براي أو آورد ودر أو پوشانيد ، پس آتش از أو گريخت وبر دوش نرجس روئيد ، وهمان پيراهن بود كه چون حضرت يوسف عليه السّلام آن را بيرون آورد در مصر حضرت يعقوب بوى آن را در أردن شنيد وگفت : من بوى يوسف را مىشنوم « 4 » . مؤلف گويد : منافاتى ميان اين أحاديث نيست ، وممكن است كه اينها همه واقع شده باشد وآن دعاها را خوانده باشد ، ورسول خدا وائمهء طاهرين عليهم السّلام را شفيع گردانيده

--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 105 . ( 2 ) . امالى شيخ طوسي 659 . ( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 137 . ( 4 ) . محاسن 2 / 131 .