العلامة المجلسي
325
حياة القلوب ( فارسي )
گردانيد كه بسيار صلوات بر محمد وآل محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلم مىفرستاد « 1 » . واز رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم منقول است كه : إبراهيم عليه السّلام را خدا خليل خود نگردانيد مگر براي طعام خورانيدن به مردم ونماز كردن در شب در هنگامى كه مردم در خواب بودند « 2 » . مؤلف گويد : در ميان اين أحاديث منافاتى نيست ، وآن حضرت را حق تعالى خليل خود گردانيد براي آنكه به مكارم اخلاق بشريّه همگى آراسته بود ، ودر هر حديث بعضي از آنها كه مدخليّت عظيم در خلّت داشته براي ترغيب خلق به مثل آن بيان فرمودهاند . وبه سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : چون خدا إبراهيم عليه السّلام را خليل خود گردانيد ، بشارت خلّت را ملك موت آورد در صورت جوانى سفيد رو كه دو جامهء سفيد پوشيده بود واز سرش آب وروغن مىريخت ، پس چون إبراهيم خواست داخل خانه شود ديد كه أو از خانه بيرون مىآيد ، إبراهيم مردى بود بسيار با غيرت ، وچون پى كارى مىرفت در را مىبست وكليد را با خود برمىداشت ، پس روزى پى كارى بيرون رفت ودر را بست ، چون برگشت ودر را گشود ناگاه مردى را ديد كه ايستاده است در غايت حسن وجمال ! پس إبراهيم را غيرت از جا بدر آورد وگفت : اى بندهء خدا ! كي تو را داخل خانهء من كرده است ؟ گفت : پروردگار خانه مرا داخل كرده است . فرمود : پروردگارش احقّ است از من ، پس تو كيستى ؟ گفت : ملك موتم . پس حضرت إبراهيم عليه السّلام ترسيد وفرمود : آمدهاى قبض روح من بكنى ؟ گفت : نه ، وليكن خدا بندهاى را خليل خود گردانيده است آمدهام كه اين بشارت را به أو برسانم . إبراهيم فرمود : كيست آن بنده ، شايد خدمت أو كنم تا بميرم ؟
--> ( 1 ) . علل الشرايع 34 . ( 2 ) . علل الشرايع 35 .