العلامة المجلسي
326
حياة القلوب ( فارسي )
گفت : تو آن بندهاى . پس آمد به نزد ساره وفرمود : خدا مرا خليل خود گردانيده است « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون رسولان ملائكة از جانب خدا بسوى إبراهيم عليه السّلام آمدند براي هلاك كردن قوم لوط ، براي ايشان گوسالهاى بريان آورد وفرمود : بخوريد . گفتند : نخوريم تا ما را خبر دهى كه ثمنش چيست . إبراهيم عليه السّلام فرمود : چون خواهيد بخوريد بگوئيد : بسم اللّه ، وچون فارغ شويد بگوئيد : الحمد للّه . پس جبرئيل رو كرد به رفقايش - وايشان چهار نفر بودند وجبرئيل سركردهء ايشان بود - وگفت : سزاوار است كه خدا أو را خليل خود گرداند . پس حضرت صادق عليه السّلام فرمود : چون إبراهيم عليه السّلام را در آتش انداختند جبرئيل در هوا أو را ملاقاة كرد در وقتي كه به زير مىآمد وگفت : اى إبراهيم ! آيا تو را حاجتي هست ؟ فرمود : امّا بسوى تو ، پس نه « 2 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : إبراهيم عليه السّلام أول كسى بود كه از براي أو ريگ آرد شد در وقتي كه رفت به نزد دوستى كه در مصر داشت كه از أو طعامي قرض كند وأو را در منزل خود نيافت ونخواست كه باربردار خود را خالى برگرداند ، پس هميان خود را پر از ريگ كرد ، چون داخل خانه شد چهارپا را با ساره گذاشت واز خجلت به خانه رفت وخوابيد ، چون ساره هميان را گشود آردى در آن ديد كه از آن بهتر نتوان بود ! آرد را نان پخت وبه نزد آن حضرت طعام نيكوئى آورد ، إبراهيم عليه السّلام فرمود : از كجا آوردى اين را ؟ عرض كرد : از آن آردى كه از نزد خليل مصرى آورده بودى .
--> ( 1 ) . علل الشرايع 35 . ( 2 ) . علل الشرايع 35 .