العلامة المجلسي

289

حياة القلوب ( فارسي )

ريگ روان شد ، وايشان سيزده قبيله بودند ، وحضرت هود عليه السّلام در ميان ايشان صاحب حسب ونسب بزرگ وثروت ومال بسيار بود ، وشبيه‌ترين فرزندان آدم بود به آدم ، ومرد گندم‌گون بسيار موى وخوش‌رو بود ، واحدى از مردم شبيه‌تر نبود به آدم از أو مگر حضرت يوسف عليه السّلام ، پس هود عليه السّلام زمان بسيارى در ميان ايشان ماند وايشان را بسوى خدا دعوت مىكرد ، ونهى مىكرد ايشان را از شرك به خدا وظلم كردن بر مردم ، ومىترسانيد ايشان را به عذاب ، پس لجاجت نمودند واز طريقهء باطل برنگشتند ، وايشان در احقاف مىبودند ، وهيچ امّت زيادة از ايشان نبود در بسيارى ودر شدت بطش وغضب . پس چون باد را ديدند كه رو به ايشان مىآيد به هود گفتند كه : ما را به باد مىترسانى ؟ پس جمع كردند فرزندان ومالهاى خود را در درّه‌اى از اين درّه‌ها وايستادند بر در آن درّه كه دفع نمايند باد را از مالها وزنان وفرزندان خود ، پس باد در زير پاى ايشان داخل شد وايشان را از زمين كند وبسوى آسمان بالا برد ، پس ايشان را از هوا به دريا افكند ، وحق تعالى پيشتر مورچه را بر ايشان مسلط كرده بود آن قدر كه طاقت نداشتند ، ودر گوش وچشم ودهان وبيني ايشان داخل مىشدند ، تا آنكه ايشان ترك بلاد خود كردند واز أموال خود دور افتادند ، وحق تعالى مسخّر ايشان گردانيده بود از كندن كوهها وسنگها وستونها وقوّت بر كارها آنچه از براي احدى غير ايشان مسخّر نكرده بود پيش از ايشان وبعد از ايشان ، وأكثر ايشان در دهنا ويبرين وعالج بودند تا يمن وحضر موت « 1 » . وبعد از هلاك ايشان ، حضرت هود عليه السّلام با هر كه به أو ايمان آورده بود ملحق شدند به مكة ، ودر مكة بودند تا از دنيا رحلت نمودند ، وحضرت صالح عليه السّلام نيز چنين كرد ودر اين درّهء روحا كه نزديك مكة است هفتاد هزار پيغمبر به قصد حج گذشته‌اند ، همه جامه‌هاى پشم پوشيده ومهار شتران ايشان از بافتهء پشم بود ، وخدا را تلبيه مىگفتند به تلبيه‌هاى مختلف ، واز جملهء اين پيغمبران بودند هود وصالح وإبراهيم وموسى وشعيب و

--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 88 .