العلامة المجلسي

276

حياة القلوب ( فارسي )

واينها منافاتى با يكديگر ندارند ، چون ممكن است همه واقع شده باشند . ودر حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : كشتى نوح در روز نوروز بر جودي قرار گرفت « 1 » . وسيّد ابن طاووس رحمه اللّه از محمد بن جرير طبري روايت كرده است كه : حق تعالى نوح را گرامى داشت به پيغمبرى براي آنكه طاعت الهى بسيار مىكرد واز خلق عزلت گزيده بود براي بندگى خدا ، وقامتش سيصد وشصت ذراع بود به ذراع أهل زمان خود ، ولباس أو از پشم بود ، ولباس حضرت إدريس پيش از أو از مو بود ، ودر كوهها تعيّش مىنمود واز گياه زمين مىخورد ، پس جبرئيل براي أو پيغمبرى آورد در وقتي كه چهارصد وشصت سال از عمرش گذشته بود ، پس جبرئيل به أو گفت : چرا از خلق كناره گرفته‌اى ؟ گفت : چون قوم من خدا را نمىشناسند ، پس از آنها دورى كردم . جبرئيل گفت : با آنها جهاد كن . فرمود : من طاقت مقاومت ايشان ندارم ، واگر بدانند بر دين ايشان نيستم هرآينه مرا بكشند ! گفت : اگر قوّتى بيابى كه با ايشان جهاد كنى ، خواهى كرد ؟ گفت : وا شوقاه ! كاش مىيافتم . پس نوح گفت : تو كيستى ؟ جبرئيل نعره‌اى زد كه نزديك شد كه كوهها از هم بپاشند ، پس جواب گفتند أو را ملائكة وجميع اجزاء زمين كه : لبيك لبيك اى فرستادهء پروردگار عالميان . پس نوح را دهشتي عظيم عارض شد . پس جبرئيل گفت : منم آنكه با دو پدر تو آدم وإدريس عليهما السّلام مىبودم ، وحق تعالى تو را سلام مىرساند وبشارتها براي تو آورده‌ام ، واين است جامهء شكيبائى وجامهء يقين وجامهء يارى وجامهء رسالت وجامهء پيغمبرى ، وخدا امر مىنمايد تو را كه تزويج نمائى

--> ( 1 ) . المهذب البارع 1 / 195 .