العلامة المجلسي

238

حياة القلوب ( فارسي )

آسمان چهارم وپنجم . پس گفت : پروردگارا ! چگونه اين تواند بود وحال آنكه مسافت آسمان چهارم پانصد سال راه است واز آسمان چهارم تا آسمان سوم پانصد سال راه است واز هر آسمانى تا آسمانى پانصد سال راه است ، پس چگونه در اين وقت أو را در ميان آسمان چهارم وپنجم قبض روح كنم ، پس در همانجا قبض روح مقدس أو نمود ، واين است معنى قول خدا وَرَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا « 1 » ، وفرمود : أو را براي اين إدريس گفتند كه درس كتب الهى بسيار مىگفت « 2 » . ودر حديث معتبر از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : خدا إدريس را بالا برد به مكان بلند واز تحفه‌هاى بهشت به أو خورانيد بعد از وفات أو « 3 » . وبه سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم فرمود : ملكي از ملائكة را منزلتي نزد خدا بود پس أو را به زمين فرستاد به تقصيري ، پس آمد به نزد إدريس عليه السّلام وگفت : مرا شفاعت كن نزد پروردگارت ، پس آن حضرت سه روز روزه داشت كه افطار نكرد وسه شب عبادت كرد كه مانده نشد وسستى نورزيد ، پس در سحر از براي ملك بسوى خدا شفاعت كرد پس خدا رخصت داد آن ملك را كه به آسمان رود . پس ملك چون خواست برود به إدريس گفت كه : مىخواهم تو را بر اين نعمت كه بر من دادى مكافات نمايم ، پس حاجتي از من طلب نما تا به تقديم رسانم . إدريس گفت : حاجت من آن است كه ملك الموت را به من نمائى شايد كه با أو انس گيرم كه با ياد أو هيچ نعمتي بر من گوارا نيست . پس ملك بالهاى خود را گشود وگفت : سوار شو ، وأو را به آسمان بالا برد ، وملك الموت را در آسمان أول طلب كرد گفتند : بالا رفته است ، آن حضرت را بالا برد تا آنكه در ميان آسمان چهارم وپنجم ملك الموت را ملاقاة نمود ، پس آن ملك به ملك الموت گفت كه : چرا رو ترش كرده‌اى ؟

--> ( 1 ) . سورهء مريم : 57 . ( 2 ) . تفسير قمى 2 / 51 . ( 3 ) . احتجاج 1 / 499 .