العلامة المجلسي

165

حياة القلوب ( فارسي )

است ؛ چون نماز كرد سياهى فرود آمد تا زانوهايش . پس در وقت نماز چهارم آمد وگفت : اى آدم ! برخيز ونماز كن كه اين وقت نماز چهارم است ؛ چون نماز كرد سياهى فرود آمد تا پاهايش . پس در وقت نماز پنجم آمد وگفت : اى آدم ! برخيز ونماز كن كه اين وقت نماز پنجم است ؛ چون نماز كرد همهء سياهى از بدنش برطرف شد . پس آدم حمد خدا كرد وثنا گفت أو را ، پس جبرئيل گفت : اى آدم ! مثل فرزندان تو در اين نماز مانند مثل توست در اين سياهى ، هر كه از فرزندان تو در هر روز وشب پنج نماز بكند ، بيرون مىآيد از گناهانش چنانچه تو از اين سياهى بيرون آمدى « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه فرمود : شخصي گذشت بر پدرم در اثناى طواف ، پس دست بر دوش پدرم زد وگفت : سؤال مىكنم از تو از سه خصلت كه نمىداند آنها را غير تو ومرد ديگر ، پس حضرت ساكت شد از جواب أو تا از طواف فارغ شد ، پس به حجر إسماعيل آمد ودو ركعت نماز كرد ومن با أو بودم ، چون فارغ شد فرمود : كجاست آن كه سؤال مىكرد ؟ پس آن مرد آمد ودر پيش روى پدرم نشست وسؤالها كرد از جملهء آنها آن بود كه : ملائكة چون رد كردند بر خدا در خلق آدم ، وغضب كرد بر ايشان ، چگونه راضى شد از ايشان ؟ فرمود : ملائكة هفت سال « 2 » طواف كردند در دور عرش ودعا مىكردند واستغفار مىكردند وسؤال مىكردند كه خدا از ايشان راضى شود ، پس راضى شد از ايشان بعد از هفت سال . گفت : راست گفتى ، مرا خبر ده كه از آدم چگونه راضى شد ؟ فرمود : چون آدم به زمين آمد در هند فرود آمد وسؤال كرد از پروردگارش اين خانه را ، پس امر كرد أو را كه بيايد به نزد اين خانه وهفت شوط طواف كند وبرود به منا و

--> ( 1 ) . علل الشرايع 338 . ( 2 ) . در مصدر « هفت هزار سال » است .