العلامة المجلسي

157

حياة القلوب ( فارسي )

سخن گفت وتو را نهى كرد از آنكه بخورى از آن درخت ، پس خوردى ونافرمانى خدا كردى . آدم گفت : اى جبرئيل ! شيطان قسم به خدا خورد كه أو ناصح من است ومن گمان نداشتم كه احدى از خلق خدا قسم دروغ به خدا ياد كند « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت امام حسن مجتبى صلوات اللّه عليه منقول است كه : گروهى از يهود آمدند به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم واز مسائل بسيار سؤال كردند ، واز جملهء آن مسائل اين بود : به چه علت خدا پنج نماز در پنج وقت بر امّت تو در ساعتهاى شب وروز مقرر ساخته است ؟ فرمود كه : امّا نماز عصر پس آن ساعتي است كه آدم در آن ساعت از آن درخت خورد وخدا أو را از بهشت بيرون كرد ، پس خدا امر كرد ذرّيّتش را به اين نماز تا روز قيامت ، واختيار كرد آن را براي امّت من ، پس آن محبوبترين نمازهاست بسوى من ، ووصيت كرده است مرا كه آن را حفظ نمايم در ميان نمازها ، وامّا نماز شام پس آن ساعتي است كه خدا توبهء آدم را قبول كرد ، وميان آن وقت كه خورد از آن درخت وميان آنكه توبهء أو را قبول كرد سيصد سال بود از روزهاى دنيا ، ودر روزهاى آخرت روزى مثل هزار سال است ؛ پس آدم سه ركعت نماز كرد : يك ركعت براي خطاى خود ويكى را براي خطاى حوّا ويك ركعت براي توبهء أو ، پس حق تعالى اين سه ركعت را واجب گردانيد بر امّت من . پس گفت : به چه علت وضو بر اين چهار عضو واقع مىشود وحال آنكه اينها پاكترين اعضايند در بدن ؟ فرمود : چون وسوسه كرد شيطان آدم را ، ونزديك درخت آمد ونظر بسوى درخت كرد آبرويش رفت ، وچون برخاست وروانه شد وآن أول قدمي بود كه بسوى گناه روانه شد پس به دست خود آن ميوه را گرفت واز آن خورد ، زيورها وحلّه‌ها از بدنش پرواز كرد ، پس دست خود را بر سر خود گذاشت وگريست ، وچون حق تعالى توبهء أو را قبول

--> ( 1 ) . تفسير قمى 1 / 225 .