العلامة المجلسي

121

حياة القلوب ( فارسي )

ملائكة ، وامر نفرمود خدا ملائكة را به سجده كردن از براي آدم مگر از براي آنچه در نفسهاى خود قرار داده بودند كه خلقي بعد از ايشان به دنيا نخواهد آمد هرگاه ملائكة را از زمين بيرون كنند مگر آنكه ملائكة در دين وفضل از ايشان بهتر خواهند بود ، وبه خدا ودين أو داناتر خواهند بود ، پس خدا خواست كه به ايشان بشناساند كه خطا كرده‌اند در گمانها واعتقادهاى خود پس خلق كرد آدم را وتعليم نمود به أو همهء نامها را وعرض كرد ايشان را بر ملائكة ، پس عاجز شدند از شناختن آنها پس امر فرمود آدم را كه خبر دهد ايشان را به آن نامها ، وشناسانيد به ايشان فضيلت آدم را در علم بر ايشان ، پس بيرون آورد از پشت آدم ذرّيّت أو را كه از جملهء آنها بودند پيغمبران ورسولان وبرگزيدگان از بندگان خدا ، وبهترين همه محمد بود ، پس آل محمد ، پس نيكان از أصحاب وامّت آن حضرت ، وشناسانيد به ايشان كه ايشان افضلند از ملائكة هرگاه متحمل شوند آنچه بر ايشان لازم گرديده است از تكاليف شاقّه ، وبر خود گذارند مشقت متعرض شدن أعوان شياطين را ، ومجاهده نمودن با نفس امّاره ، ومتحمل شدن از گرسنگى عيال ، وسعى نمودن در طلب حلال ، وعنا وشدّت مخاطره‌ها وترسها از دشمنان از دزدان راهزن وپادشاهان قهّار ، وصعوبتها كه ايشان را عارض مىشود در راههاى مخوف وتنگناها وكوهها وتلها از براي تحصيل قوت خود وعيال خود از پاكيزهء حلال ، حق تعالى شناساند به ايشان كه نيكان مؤمنين متحمل اين بلاها مىشوند ، وخلاصي مىيابند از آنها ، ومحاربه مىكنند با شياطين ومىگريزانند ايشان را ، ومجاهده مىنمايند با نفسهاى خود به دفع كردن آنها از خواهشهاى خود ، وغالب مىشوند بر ايشان به آنچه خدا در ايشان تركيب كرده است از شهوت مجامعت ومحبت پوشيدن وخوردن وعزت ورياست وفخر وخيلا وتكبر ، ومتحمل شدن شدت وبلا از إبليس لعين وأعوان أو ، ووسوسه‌ها كه در خاطر ايشان مىكند ، وخيالات بد كه در دل ايشان مىافكند ، وگمراه‌كردنهاى ايشان ، وصبر كردن بر شنيدن طعن از دشمنان خدا ، وشنيدن سازها ، وسبّ دوستان خدا ، وآن شدتها كه به ايشان مىرسد در سفرها براي طلب روزيهاى ايشان ، وگريختن از دشمنان دين ايشان ، وطلب منافع كه ايشان را ضرور مىشود كه از مخالفان دين طلب نمايند .