الشيخ رسول جعفريان
89
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
را رها كرده و به سپاه امام پيوست . « 1 » پس از پايان جنگ عايشه را كه در هودج همچون مردهاى بىحركت مانده بود ، در آورده و همراه برادرش محمد بن ابى بكر به بصره فرستادند تا چند روز بعد از آن بصره را ترك كند . پس از آن او همراه شمارى زن و مرد بصرى به مدينه فرستاد . « 2 » بعدها عايشه بارها و بارها از اين اقدام خود پشيمان شده و اظهار ندامت مىكرد . « 3 » وقتى آيهء « وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ » را مىخواند آن قدر گريه مىكرد كه خمارش خيس مىشد . « 4 » ابن قتيبه مىگويد : زنى بر عايشه وارد شد و گفت : دربارهء زنى كه فرزند كوچكش را كشته چه مىگويى ؟ عايشه گفت : جهنم بر او واجب شده است . آن زن گفت : دربارهء زنى كه بيست هزار تن از فرزندان بزرگش را به قتل رسانده ( يعنى عايشه ) چه مىگويى ؟ « 5 » خود عايشه در وقت مرگ گفت : من بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حادثهها آفريدهام ، مرا در كنار ساير زنان ( و نه در كنار پيامبر ) دفن كنيد . « 6 » در نقلى ديگر آمده است كه عايشه مىگفت : شركت نكردن من در جمل ، براى من بهتر از آن بود كه ده فرزند پسر از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داشته باشم . « 7 » پس از پايان جنگ امام دستور داد تا كسى را تعقيب نكنند . هر كس تسليم شد او نكشند و مجروحى را از بين نبرند . امام حتى كسانى چون مروان و فرزندان عثمان را آزاد كرد . در آن لحظه مروان گفت : بيعت نخواهد كرد مگر آن كه او را بر بيعت مجبور كنند . امام فرمود : حتى اگر بيعت كند همچون جهود بيعت را نقض مىكند . « 8 » امام به جز آنچه دشمن در جنگيدن از آن بهره مىبرده ، اجازه برداشتن اموال شخصى مردم را ندادند . اين امر براى مردمى كه تا كنون ، پس از هر جنگ فاتحانهاى ، غنايم فراوانى مىگرفتند ، شگفتآور بود . در اين باره به امام اعتراض شد ، و امام با اين سخن
--> ( 1 ) . سمط النجوم العوالى ، ج 2 ، ص 440 ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 249 ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 265 ( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 266 ( 5 ) . عيون الاخبار ، ج 1 ، ص 202 ( 6 ) . طبقات الكبرى ، ج 8 ، ص 74 ( 7 ) . الفتوح ، ج 2 ، ص 241 ؛ طبقات الكبرى ، ج 5 ، ص 6 ( 8 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 263 ( متن و پاورقى )